اوقات شرعی
وضعیت آب و هوا
weather.ir is down
ساعت
آخرین اخبار
نسخه تحت شبکه مجموعه نرم افزارهای نور در دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم راه اندازی شد
حجت الاسلام والمسلمین محمد اسماعیل عبداللهی مدیر برنامه ریزی راهبردی، آمار و فناوری اطلاعات دانشگاه علوم و معارف قران کریم در تشریح این خبر اظهار کرد : با عنایت به جایگاه و اهمیت کارهای پژوهشی اعضای محترم هیأت علمی و دانشجویان دانشگاه و همچنین در راستای ارتقای سطح پژوهش و تأمین ابزارها و نرم افرار های مورد نیاز محققین، نسخه تحت شبکه مجموعه نرم افزار های نور شامل 80 عنوان برنامه از آخرین محصولات مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی با قابلیت اجرا در محیط شبکه، تهیه و راه اندازی شد.
 ١٢:٣٤ - چهارشنبه ٢٧ بهمن ١٣٩٥ - نظرات : ٠متن کامل >>
مراسم افتتاحیه دومین المپیاد قرآنی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم فردا برگزار می شود.
ریاست دانشگاه در جمع مسؤولین روابط عمومی دانشکده های علوم قرآنی سراسر کشور :
محفل انس با قرآن کریم به مناسبت هفته بزرگداشت مقام استاد در دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد
آیین تجلیل از اساتید و کارکنان دانشکده علوم قرآنی میبد برگزار شد.
مراسم تجليل از اساتید نمونه دانشگاه در دانشكده مطالعات تطبيقی قرآن شيراز برگزار شد.
معاون دانشجویی و فرهنگی دانشگاه در نشست رؤسای دانشکده های علوم قرآنی کشور در شیراز :
نشست مسؤولین دانشگاه و رؤسای دانشكده‌های علوم قرآنی سراسر کشور در شیراز برگزار شد.
همزمان با ایام سوگواری شهادت ام ابیها – فاطمه زهرا سلام الله علیها - در دانشکده علوم قرآنی ملایر :
نقد فیلم ضد شیعی « الأسباط » در دانشکده تفسیر و معارف قرآن قم
تجدید میثاق دانشجویان دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد با شهدای گمنام این شهر
اردوی یک روزه دانشجویان پسر دانشکده علوم قرآنی اصفهان به مشهد اردهال و نیاسر کاشان
پیاده روی خانوادگی میبدی ها با همراهی مجموعه دانشجویی دانشکده علوم قرآنی این شهر
كارگاه آموزشی « دختران فاطمی، زنان آسمانی » در دانشكده علوم قرآنی خوی برگزار شد.
برگزاری 3 نشست علمی در پژوهشکده نظریه پردازی و مطالعات قرآنی دانشگاه
با مشارکت دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم و خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا) صورت گرفت :
 
21 فروردين 1395

اهمیت ماه رجب چگونه است (دانشكده زابل )

اهمیت ماه رجب چگونه است و اعمال آن کدام است؟

 اعمالی که برای این ماه در روایات ذکر شده، به دو گونه است؛ قسمتی از این اعمال مربوط به همه روزهای ماه است؛ مانند روزه گرفتن و بعضی از اذکار و ادعیه و قسمت دیگر آن مربوط به زمان های مخصوصی از این ماه، مانند اعمال و دعاها و نمازهایی که برای هر شب و روز این ماه وارد شده است و همچنین اعمالی که در ایام البیض (روز سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه قمری) سفارش به انجام آن شده است.

 الف)اعمال مشترک ماه رجب:

 روزه:

 1.امام صادق(ع)فرمود:حضرت نوح(ع)در روز اول ماه رجب سوار بر کشتی شد و به همراهان دستور داد، این روز را روزه بگیرند و فرمود هر که این روز را روزه بدارد آتش جهنم یک سال از او دور شود و کسی که هفت روز از این ماه را روزه بدارد هفت درب جهنم بر او بسته شود و اگر هشت روز روزه بدارد هشت درب بهشت به روی او باز می شود و کسی که پانزده روز روزه بدارد خداوند حوایج او را بر آورده کند و کسی بیشتر از این مقدار روزه بگیرد خداوند افزون به او عنایت کند.[1]

 2.امام کاظم (ع)فرمود:رجب، نام رودى است در بهشت که از شیر سپیدتر و از عسل شیرین‏تر است، کسى که یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد خداوند متعال از آن رود به او مى‏نوشاند.[2]

 3.و فرمود: ماه رجب، ماه بزرگى است که در آن (پاداش) حسنات چند برابر است و گناهان (آدمى) در آن آمرزیده مى‏شود. کسى که یک روز در ماه رجب روزه بگیرد، آتش جهنّم به اندازه یک صد سال از او فاصله مى‏گیرد، و کسى که سه روز (در این ماه) روزه بگیرد، بهشت براى او واجب مى‏شود.[3]

 روایات در فضیلت روزه ماه رجب بسیار است که به همین مقدار بسنده می کنیم.

 اذکار و اوراد مخصوص:

 1. رسول خدا (ص)فرمود:کسی که در ماه رجب صد مرتبه این ذکر را بگوید" أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ"و بعد از پایان آن انفاقی کند، خداوند امر او را به رحمت و آمرزش پایان برد و ... و هنگامی که خداوند را در روز قیامت ملاقات کند خداوند به او گوید: به سلطنت من اقرار کردی پس هر درخواستی داری بنما تا اجابت کنم که کسی جز من نمی تواند خواسته های تو را برآورد.[4]

 2.حضرتش در روایت دیگر فرمود:کسی که هزار مرتبه در این ماه"َلا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ"بگوید خداوند صد هزار پاداش در نامه عمل او می نویسد و ...[5]

 اذکار و اوراد این ماه نیز فراوان است که به کتب ادعیه که در این زمینه نگاشته شده مراجعه نمایید.

 ب)اعمال مخصوص ماه رجب:

 از اعمال مخصوص این ماه نمازهایی است که در هر شب باید خوانده شود و کیفیت آن در روایات آمده است.[6]

 از جمله اعمال مخصوص:"غسل شب اول، شب پانزدهم، شب آخر،[7] نمازهای شب جمعه اول ماه رجب(لیلة الرغائب)[8] نمازهای شب سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم(لیالی البیض)[9]انجام عمره،[10] زیارت امام حسین (ع)،[11] زیارت امام رضا(ع)"[12] است.

 


[1]صدوق، محمد بن علی، ثواب الأعمال، ص 53، انتشارات شریف رضی، قم، 1364ش.

[2]همان.

[3]همان.

[4] حر عاملی، وسائل الشیعة، ج 10، ص 484، ح 13907، مؤسسة آل البیت، قم، 1409ق.

[5] همان، ح 13908.

[6]ر.ک:وسائل الشیعة، ج 8، باب 5، ص 91.

[7] همان، ج 3، ص 334، باب 22.

[8] همان، ج 8، ص 98، باب 6.

[9] همان، ج 8، ص 24، باب 3.

[10]همان، ج 14، ص 300، باب 3.

[11] همان، ج 14، ص 465، باب 50.

[12] همان، ج 14، ص 565، باب 87.

9:2

(0)


ماه ژر خير و بركت رجب(دانشكده زابل )

9:1

(0)


10 آذر 1394

اربعین حسینی(دانشكده زابل )

10:52

(0)


راز زیارت اربعین(دانشكده زابل )

راز زیارت اربعین

با فرا رسیدن اربعین حسینی شور غیر قابل وصفی شیعیان و دوستداران حضرت ابا عبدالله علیه السلام را در بر می گیرد. راز و رمز این همه دلدادگی و تکاپو برای زیارت کردن سید الشهداء علیه السلام در روز اربعین چیست؟ این کشش و میل درونی فراتر از یک سفارش معمولی از سوی بزرگان دینی است. که سفارشات بزرگان بر بسیاری از اعمال مستحب و حتی واجب بسیار است اما داستان اربعین و زیارت امام حسین علیه السلام در روز بیستم صفر حساب دیگری دارد. چرا در میان زیارات مخصوصی که برای امام حسین صلوات الله علیه وارد شده است زیارت اربعین جایگاه ویژه ای دارد. درباره اربعین سۆالات دیگری نیز مطرح است: اینکه چرا بزرگان دینی به زیارت اربعین این قدر توصیه کرده اند؟ نقش اربعین در تداوم قیام عاشورا چیست؟

 چرا به زیارت اربعین توصیه شده است؟
 در قرآن توصیه شده است که مۆمنان ایام الله را یاد آور شوند تا این روزهای بزرگ الهی فراموش نشود. اربعین در تداوم واقعه کربلا است؛ از این رو برای پاس داشتن روز عاشورا که از اعظم ایام الله است در روز اربعین عاشقان حسینی با حرکت امام حسین علیه السلام تجدید عهد می کنند و این تجدید عهد را در بهترین وجه خود یعنی رفتن به زیارت کربلا ابراز می نمایند.

از این روست که در روایت امام حسن عسکری علیه السلام، زیارت کردن امام حسین علیه السلام در روز اربعین را از علائم مۆمن دانسته اند. امام حسن‏ عسكرى علیه السلام فرموده است: پنج چیز از نشانه‏هاى مۆمن است. گزاردن پنجاه و یك ركعت نماز واجب و نافله و زیارت اربعین‏ و انگشتر در دست راست كردن و پیشانى بر خاك ساییدن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم.   [1]

یکی از دلایلی که باعث شده این روز، روز مخصوص زیارتی امام حسین علیه السلام باشد این است که در این روز سر مقدس حضرت به بدن شریفش ملحق شد. «سید مرتضى در بعضى از مسائل خود فرموده: سر مقدس امام حسین علیه السلام از شام به كربلا برگشت و به بدن مباركش ملحق شد. طوسى فرمود: زیارت‏ اربعین‏ از همان است.» [2]

 اولین احیاکنندگان اربعین عاشورا چه کسانی بودند؟
در برخی نقل ها آمده است که اولین زائر امام حسین علیه السلام جابر بن عبدالله انصاری از صحابی جلیل القدر رسول خدا صلی الله علیه و آله بوده است که به همراه عطیه در روز اربعین شهادت امام به کربلا آمد و حضرت را زیارت نمود.

سنت زیارت اربعین توسط اهل بیت علیهم السلام احیاء شده است و شیعیان به تبعیت از ایشان هر ساله به زیارت قبر حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام می روند و الا زیارت جابر هر چند از اصحاب پیامبر خداست اما موجب ترغیب به خصوص شیعیان نمی توانست باشد. بلکه نگاه مۆمنان به سیره عملی اهل بیت علیهم السلام بوده است و نه کس دیگر

عَنْ عَطِیَّةَ الْعَوْفِیِّ قَالَ‏: خَرَجْتُ مَعَ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیِّ زَائِرَیْنِ قَبْرَ الْحُسَیْنِ‏ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهماالسلام فَلَمَّا وَرَدْنَا كَرْبَلَاء.. [3]

عطیة بن سعد بن جنادة العوفى از علمای بزرگ زمان خود است که در مورد او گفته شده است «انه أول من زار الحسین‏ علیه السلام مع جابر الأنصاری‏.» [4] اولین کسی است که با جابر، امام حسین علیه السلام را زیارت کرد.

عطیه‏ عوفى گوید: همراه جابر بن عبد اللَّه انصارى براى زیارت قبر امام حسین‏ علیه السّلام بیرون شدیم، هنگامى كه وارد كربلا شدیم جابر به نزدیك شط فرات رفت و غسل نمود، بعد لنگى به كمر بست و پارچه‏اى را هم به دوش افكند، و كیسه‏اى بیرون آورد و مقدارى سعد بر خود پاشید. پس در حالى كه مشغول ذكر خداوند بود به طرف قبر حركت كرد هنگامى كه نزدیك قبر رسید گفت: دست مرا بالاى قبر بگذارید، من هم دست او را روى قبر نهادم او از حال رفت و بى‏هوش گردید من مقدارى آب به صورت او پاشیدم و او به حال آمد. بعد از این گفت: اى حسین، و سه بار این كلمه را تكرار كردند و بعد گفت: دوست جواب دوست را نمى‏دهد، سپس گفت: چگونه جواب مرا بدهى كه سرت را از بدنت جدا كرده‏اند و رگهایت را قطع نموده‏اند، من گواهى مى‏دهم كه تو فرزند پیامبران هستى و فرزند سرور مۆمنان مى‏باشى. اى حسین تو با تقوى هم پیمان بودى و ریشه هدایت به شمار مى‏رفتى، تو پنجمین نفر از اصحاب كسا هستى، تو فرزند سید نقباء مى‏باشى، تو فرزند فاطمه زهرائى‏... [5]

همچنین زیارت اهل بیت علیهم السلام در اولین اربعین نیز نقل شده است، هر چند در اینکه ایشان در اولین اربعین به کربلا رفته اند یا اربعین سال بعد اختلاف است اما آنجه دارای اهمیت است این است که سنت زیارت اربعین توسط اهل بیت علیهم السلام احیاء شده است و شیعیان به تبعیت از ایشان هر ساله به زیارت قبر حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام می روند و الا زیارت جابر هر چند از اصحاب پیامبر خداست اما موجب ترغیب به خصوص شیعیان نمی توانست باشد. بلکه نگاه مۆمنان به سیره عملی اهل بیت علیهم السلام بوده است و نه کس دیگر.

در نقل دیگر گفته شده است که عبدالله حرّ جعفی که از یاری امام در کربلا دریغ ورزید بعد از دیدار با عبیدالله بن زیاد به سمت کربلا حرکت کرد و در رسای امام به نوحه سرایی پرداخت.
 
اولین زائر كوفى بر مزار سید شهیدان‏
 [عبیدالله بن حر از كوفه‏] خارج شد و به كربلا آمد و در آنجا [اشعارى به این مضمون‏] گفت:

- فرمانده خیانتكار، فرزند خیانت پیشه به من مى‏گوید چرا تو با آن شهید [فرزند فاطمه‏] جنگ نكردى؟!- آرى، پشیمانم كه چرا او را یارى نكرده‏ام، بلى هر شخصى كه [به موقع‏] توفیق نیابد، پشیمان خواهد گردید.

- من از اینكه از حامیانش نبوده‏ام حسرتى در خود احساس مى‏كنم كه هرگز از من جدا نخواهد شد.

- خدا روان كسانى را كه در نصرتش كمر همت بسته‏اند از باران [رحمت خویش‏] همواره سیراب گرداند.

- [اكنون‏] كه بر قبور و جایگاه آنان ایستاده‏ام اشكم ریزان است و نزدیك است جگرم پاره شود. [6]

 در امتداد عاشورا
پس آنچه می توان راز زیارت اربعین امام حسین علیه السلام در کربلا دانست نقش این روز در تداوم قیام حسینی است. شواهد خارجی و نحوه برخورد شیعیان به این روز نیز همین را تأیید می کند. اینکه ائمه علیهم السلام عمل جابر را مورد تحسین قرار دادند و بنا بر نقلی خود اهل بیت علیهم السلام  در اربعین به زیارت ایشان رفتند و اینکه زیارتنامه مخصوص برای اربعین از امام صادق علیه السلام وارد شده است همه نشان از جایگاه ویژه اربعین در ماندگاری واقعه عاشوراست.

 پی نوشت ها:
1. نصایح، احمد جنتى‏، ص: 231
2. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى - نجفى، محمد جواد، زندگانى حضرت امام حسن مجتبى علیه السلام (ترجمه جلد 44 بحار الأنوار)، 1جلد، اسلامیه - تهران، چاپ: دوم، 1362 ش. ؛ ص212
3.  عماد الدین طبرى، ‏بشارة المصطفی، نجف: ‏المكتبة الحیدریة، چاپ دوم، 1383 ق‏، ص 75
4.  ابن شاذان، محمد بن احمد، مائة منقبة من مناقب أمیر المۆمنین و الأئمة من ولده علیهم السلام من طریق العامة، 1جلد، مدرسة الإمام المهدى عجّل اللة تعالى فرجة الشریف - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1407ق. ص36
5.  مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى - عطاردى قوچانى، عزیز الله، ایمان و كفر،2جلد، انتشارات عطارد - تهران، چاپ: اول، 1378 ش. ج‏1 ؛ ص258
6.  ابو مخنف كوفى، لوط بن یحیى - سلیمانى، جواد، نخستین گزارش مستند از نهضت عاشورا / ترجمه وقعة الطفّ، 1جلد، مۆسسه آموزشى پژوهشى امام خمینى - قم، چاپ: دوم، 1380 ش، ص204-205

منبع:tebyan.net



10:50

(0)


متن کامل زیارت اربعین(دانشكده زابل )

 متن کامل زیارت اربعین به شرح زیر است:

اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَحَبیبِهِ اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللَّهِ وَنَجیبِهِ اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ

اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْکُرُباتِ وَقَتیلِ الْعَبَراتِ اَللّهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ

اَنَّهُ وَلِیُّکَ وَابْنُ وَلِیِّکَ وَصَفِیُّکَ وَابْنُ صَفِیِّکَ الْفاَّئِزُ بِکَرامَتِکَ اَکْرَمْتَهُ بِالشَّهادَةِ وَحَبَوْتَهُ بِالسَّعادَةِ وَاَجْتَبَیْتَهُ

بِطیبِ الْوِلادَةِ وَ جَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السّادَةِ وَقآئِداً مِنَ الْقادَةِ وَذآئِداً مِنْ الْذادَةِ وَاَعْطَیْتَهُ مَواریثَ الاْنْبِیاَّءِ

وَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلى خَلْقِکَ مِنَ الاْوْصِیاَّءِ فَاَعْذَرَ فىِ الدُّعآءِ وَمَنَحَ النُّصْحَ وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ لِیَسْتَنْقِذَ

عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ وَقَدْ تَوازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَباعَ حَظَّهُ بِالاْرْذَلِ الاْدْنى وَشَرى

آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الاْوْکَسِ وَتَغَطْرَسَ وَتَرَدّى فى هَواهُ وَاَسْخَطَکَ وَاَسْخَطَ نَبِیَّکَ وَاَطاعَ مِنْ عِبادِکَ اَهْلَ

الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ وَحَمَلَةَ الاَوْزارِ الْمُسْتَوْجِبینَ النّارَ فَجاهَدَهُمْ فیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتّى سُفِکَ فى

طاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبیحَ حَریمُهُ اَللّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبیلاً وَعَذِّبْهُمْ عَذاباً اَلیماً اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ

اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ سَیِّدِ الاْوْصِیاَّءِ اَشْهَدُ اَنَّکَ اَمینُ اللهِ وَابْنُ اَمینِهِ عِشْتَ سَعیداً وَمَضَیْتَ حَمیداً

وَمُتَّ فَقیداً مَظْلُوماً شَهیداً وَاَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ ما وَعَدَکَ وَمُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ وَمُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ

وَاَشْهَدُ اَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِاللهِ وَجاهَدْتَ فى سَبیلِهِ حَتّى اَتیکَ الْیَقینُ فَلَعَنَ اللهُ مَنْ قَتَلَکَ وَلَعَنَ اللهُ مَنْ

ظَلَمَکَ وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ اَللّهُمَّ اِنّى اُشْهِدُکَ اَنّى وَلِىُّ لِمَنْ والاهُ وَعَدُوُّ لِمَنْ

عاداهُ بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَشْهَدُ اَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فىِ الاَصْلابِ الشّامِخَةِ وَالاْرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ

لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجاهِلِیَّةُ بِاَنْجاسِها وَلَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمّاتُ مِنْ ثِیابِها وَاَشْهَدُ اَنَّکَ مِنْ دَعاَّئِمِ الدّینِ

وَاَرْکانِ الْمُسْلِمینَ وَمَعْقِلِ الْمُؤْمِنینَ وَاَشْهَدُ اَنَّکَ الاْمامُ الْبَرُّ التَّقِىُّ الرَّضِىُّ الزَّکِىُّ الْهادِى الْمَهْدِىُّ

وَاَشْهَدُ اَنَّ الاْئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوى وَاَعْلامُ الْهُدى وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقى وَالْحُجَّةُ على اَهْلِ الدُّنْیا

وَاَشْهَدُ اَنّى بِکُمْ مُؤْمِنٌ وَبِاِیابِکُمْ مُوقِنٌ بِشَرایِعِ دینى وَخَواتیمِ عَمَلى وَقَلْبى لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ وَاَمْرى

لاِمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ وَنُصْرَتى لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتّى یَاْذَنَ اللَّهُ لَکُمْ فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لامَعَ عَدُوِّکُمْ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْکُمْ

وَعلى اَرْواحِکُمْ وَاَجْسادِکُمْ وَشاهِدِکُمْ وَغاَّئِبِکُمْ وَظاهِرِکُمْ وَباطِنِکُمْ آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ.

ترجمه زیارت اربعین:

سلام بر ولی خدا و دوست او سلام بر خلیل خدا و بنده نجیب او سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش سلام بر حسین مظلوم و شهید سلام بر آن بزرگواری که به گرفتاریها اسیر بود و کشته اشک روان گردید؛خدایا من براستی گواهی دهم که آن حضرت ولی (و نماینده) تو و فرزند ولی تو بود و برگزیده ات و فرزند برگزیده ات بود که کامیاب شد.

به بزرگداشت تو، گرامیش کردی بوسیله شهادت و مخصوصش داشتی به سعادت و برگزیدی او را به پاکزادی و قرارش دادی یکی از آقایان (بزرگ) و از رهروان پیشرو و یکی از کسانی که از حق دفاع کردند.

و میراث های پیامبران را به او دادی و از اوصیایی که حجت تو بر خلقت هستند قرارش دادی او نیز در دعوت مردم جای عذر و بهانه ای (برای کسی) نگذارد و بی دریغ خیرخواهی کرد و جان خود را در راه تو داد؛تا برهاند بندگانت را از (گرداب) جهالت و نادانی و سرگردانی (در وادی ) گمراهی و چنان شد که همدست شدند بر علیه آن حضرت کسانی که دنیا فریبشان داد و فروختند بهره (کامل و سعادت خود را) به بهای پست ناچیزی و بداد آخرتش را در مقابل بهایی اندک و بی مقدار و بزرگی کردند.

و خود را در چاه هوا و هوس سرنگون کردند، و تو و پیامبرت را به خشم آوردند و پیروی کردند از میان بندگانت آنانی را که اهل دو دستگی و نفاق بودند و کسانی را که بارهای سنگین گناه بدوش می کشیدند و بدین جهت مستوجب دوزخ گشته بودند آن حضرت (که چنان دید) با شکیبایی و پاداش جویی با آنها جهاد کرد تا خونش در راه پیروی تو ریخت و حریم مقدسش شکسته شد.

خدایا آنان را لعنت کن به لعنتی و بال دار و عذابشان کن به عذابی دردناک سلام بر تو ای فرزند رسول خدا سلام بر تو ای فرزند آقای اوصیاء گواهی دهم که براستی تو امانتدار خدا و فرزند امانت دار اویی سعادتمند زیستی و ستوده از دنیا رفتی و گمگشته و ستمدیده و شهید درگذشتی.

و نیز گواهی دهم که خدا براستی وفا کند بدان وعده ای که به تو داده و به هلاکت رساند هرکه را که دست از یاریت برداشت و عذاب کند کسی که تو را کشت و گواهم دهم که تو به خوبی وفا کردی به عهد خدا و جهاد کردی در راه او تا مرگت فرا رسید.

خدا لعنت کند کسی که تو را کشت و خدا لعنت کند کسی که به تو ستم کرد و خدا لعنت کند مردمی که شنیدند جریان کشتن و ستم تو را و بدان راضی بودند خدایا من تو را گواه می گیرم که من دوست دارم هر که او را دوست دارد و دشمنم با هر که او را دشمن دارد. پدرم و مادرم به فدایت ای فرزند رسول خدا گواهی دهم که تو براستی نوری بودی در پشت پدرانی بلند مرتبه و رحم هایی پاکیزه که آلوده ات نکرد اوضاع زمان جاهلیت به آلودگیهایش و در برت نکرد از لباس های چرکینش.

و گواهی دهم که براستی تو از پایه های دین و ستون های محکم مسلمانان و پناهگاه مردمان با ایمانی و گواهی دهم که تو براستی پیشوای نیکوکار با تقوا و پسندیده و پاکیزه و راهنمای راه یافته ای و گواهی دهم که همانا امامان از فرزندانت روح و حقیقت تقوی و نشانه های هدایت و رشته های محکم (حق و فضیلت) و حجت هایی بر مردم دنیا هستند. و گواهی دهم که من به شما ایمان دارم و به بازگشتتان یقین دارم با قوانین دینم و عواقب کردارم و دلم تسلیم دل شما است و کارم پیرو کار شما است و یاریم برایتان آماده است تا آنکه خدا در ظهورتان اجازه دهد.

پس با شمایم نه با دشمنان شما، درودهای خدا بر شما و بر روان های شما و پیکرهایتان و حاضرتان و غائبتان و آشکارتان و نهانتان آمین ای پروردگار جهانیان. پس دو رکعت نماز می کنی و دعا می کنی به آنچه می خواهی و برمی گردی.

منبع :www.mashreghnews.ir

10:37

(0)


11 مهر 1394

عيد غدير(دانشكده زابل )

واژه «غدیر» در لغت به چند معنا آمده است؛ مانند «آبگیر»، «قطعه‌ای از آب»، و «جای جمع شدن آب باران». 
غدیر خُمّ در میان راه دو شهر بزرگ دنیای اسلام، مکه و مدینه، در محلی به نام «جُحفه» وجود دارد که در زمان رسول گرامی اسلام(ص) کاروانیان حج در آن‌جا از هم جدا می‌شدند و به طرف دیار خود می‌رفتند. درباره علت نام‌گذاری این مکان به غدیر خمّ، احتمالاتی داده شده است؛ مانند این‌که به اعتبار آب و هوای آن منطقه به این نام نامیده شده است.پيامبر اسلام(ص) به دستور خداوند، در غدیر خم على بن ابی‌طالب(ع) را امام، وصی و جانشین خود به مردم معرّفى نمود.

اهميّت واقعه غدير خم چيست؟

 

غدير اساسي ترين برنامه هاي پيامبر اسلام(ص) براي دوام و عزت و شكوه اسلام است. حضرت در بازگشت از حج، آخرين رسالت خويش را انجام داد. دستور آمد: "يا ايها الرسول بلِّغ ما انزل إليك...؛ مائده (5) آية 67.  اي پيامبر، آن چه از سوي پروردگارت بر تو نازل شده است، به مردم ابلاغ كن، و اگر نكني، پيامش را نرسانده اي. خداوند تو را از گزند مردم نگه مي دارد". پيامبر(ص) در پي نزول اين آيه و دستور خداوند، در هيجدهم ذي الحجه سال يازدهم هجري در مكاني به نام غدير خم نخست به مردم فرمود: آيا من نسبت به شما ولايت ندارم؟ همه گفتند: بلي اي پيامبر خدا سپس فرمود: "هر كه را من مولا و رهبر او هستم، زين پس علي رهبر و مولاي او است. خدايا، دوست بدار هر كه علي را دوست مي دارد، و دشمن بدار هر كه علي را دشمن مي دارد. خدايا، ياري كن هر كه علي را ياري مي كند و خوار بشمار هر كه علي را خوار شمارد". بعد از اين كار بزرگان صحابه به علي(ع) تبريك گفتند. از اين كه زين پس امام علي(ع) مقام ولايت را بر عهده دارد، آيه نازل شد كه با اين كار دين اسلام و نعمت كامل شد. مائده (5) آية 3.

 

 

  غدیر تنها یک روز نیست کلید خوردن تاریخ است. تاریخی به وسعت جهان و به عمق بشریت و انسانیت. پس انگاریدن آن به عنوان تنها یک عید، یک روز، بدون دانستن و تفکر در فلسفه آن ظلم به معناي تبليغى، اندیشمندانه و جهادی آن است.اگر تنها هدف، داشتن مدیر و حاکم یک اجتماع بوده، مي شد يک فرد سياسى، یک جامعه شناس، یک مدیر، يک فرد آشنا به مسائل حقوقى، جامعه را اداره کند اما از قرائن پیداست که هدف انتخاب و انتصاب یک انسان کامل بیشتر از مدیریت یک جامعه است. و واضح تر و پرمنظورتر از تعیین یک رهبر دینی صرف یا یک رهبر سیاسی صرف. هدف تعیین چراغی بوده که با تمسک به آن تظلم خاموش شود، ترس به شجاعت، تساهل به تعهد تبدیل شود و انسانیت به واسطه کلام او، اخلاق او، نقش امامت الهی او تحقق یابد. در خط غدیر هیچ تشویشی نیست، شکی نیست، تسلیمی نیست، تساهل و تسامحی نیست و چشم پوشی از حقی نیست؛ حتی اگر این حق، حق یک زن نصرانی باشد. در این خط طاغوت معنایی ندارد. تمام عظمت طاغوت در برابر تمام عظمت ابوذر پابرهنه قرار می گیرد؛ تسلیم و حقیر و خفیف.در خط غدیر، حکم، حکم خداست؛ اما قرآن بر سر نیزه نیست؛ شجاعت و دلاوری در قلب مالک اشتر است. در حکومت غدیر شیر و نمک دو نوع خورش است و ممنوع. در حکومت غدیر جامعه ای نیاز به پیشوا دارد که فرد فردش در مدرسه اسلام تربیت شده اند. این جامعه است که باید از آلودگی هرگونه تجاوز، چه قلمي و فکري و فرهنگى، چه نظامی و کشورگشایانه با منطق ها و تاریخ های ساختگی به نام اسرائیل پاک شود. در حکومت غدیر زیر چتر معنویت است که می توان در آسمان پیشرفت علمی و تکنولوژیک بال زد. در حکومت غدیر چشمه های استعداد علمی با افراد آن متولد می شود و حکومت موظف و مکلف پرورش این استعدادهای مسلمان است؛ پس برنامه ریزی در جهت تولید علم و حمایت از نخبگان علمی و فرهنگی وظیفه حاکم الهی غدیر است. در این زمینه هم هیچ گونه کوتاهی از جانب حاکم و مسئول قابل گذشت نیست.علامه امینی دانشمند بزرگ و محقّق، نویسنده «الغدیر»، در ابتدای نخستین جلد کتاب جهانی خود، بحثی علمی و جالب زیر عنوان «اهمیت غدیر در تاریخ» مطرح کرده است که ما خلاصه آن را با بیانی ساده و توضیحی کوتاه در اینجا می آوریم:

  در نظر خردمندان، ارج وشرف هرچیز وابسته به نتیجه آن است و به اندازه ثمره ای است که می بخشد. بنابر این در دامنه پهناور تاریخ و موضوعات آن، مهم ترین مطلبی که با توجه به نتیجه اش دارای موقعیت شایانی است، آن بخشهایی است که پیدایش ادیان را نشان می دهد و مذاهب بر آنها پایه گذاری شده است و سرچشمه عقاید ملت ها و جمعیتهایی قرار گرفته است. از این رو، این بخش از تاریخ - که مبدأ پیدایش اعتقادات و مقدسات ملّتهاست - به ابدیت راه جُسته است و هیچ گاه تاریخ جهان آن را فراموش نمی کند و با جاودانی و همیشگی در سراسر دوران اینده تاریخ توأم است.

  به این ملاحظه است که می بینیم دانشمندان بزرگ و امین تاریخ، در ضبط و صحیح نگاشتن مبادی تاریخِ ادیان و آغاز مذاهب، به خود رنجهای فراوان می دهند و در این راه کوشش بسیار می کنند. سپس به گزارش موجبات نشر تعالیم آنها پرداخته خصوصیتش را با دقت تمام می نگارند. و اگر مورخ، این موضوع مطالبی ناقص و بی ارج نوشته است و خواننده کتاب خود را گمراه کرده است. چون خواننده نمی تواند از این نوشته بفهمد که ابتدای آن دین چه بوده و دورانش چگونه سپری شده و در مراحل بعدی به کجا گراییده است.

  داستان غدیر از با اهمیت ترین موضوعات این بخش از تاریخ است. زیرا مذهب آن ملّتها و طوایفی که آل رسول را پیروی کردند بر این واقعه و بسیاری ازدلیل های محکم کردند، تعدادشان به میلیون ها نفر می رسد، که از نظر کیفیت همیشه پیشرو کاروان دانش و عظمت و فرهنگ بوده اند و همواره درمیانشان حکیمان و عالمان، زبدگان جهان انسانیت، نابغه هایی در علوم و فنون مختلف، مصلحان و رهبران، پادشاهان و سیاستمداران وجود داشته اند. و هم آنان دارای ادبیاتی سرشار، و فضل و دانشی فراوان بوده و کتاب هایی گرانبها و نیکو در هر فن نگاشته اند. روی این حساب، نویسنده تاریخ از هر ملّت و هر مذهبی که باشد، نمی تواند در بیان پیدایش و مبدأ این ملّت کوتاهی کند. به ویژه در مورد داستان سراسر اهمیتِ غدیر که صحنه حسّاسی از صحنه های نزول وحی و قیام تبلیغی بانی اسلام بوده است.

  اگر مورخی از روی تعصب جاهلانه، از بیان این داستان و حقایق وابسته به آن چشم بپوشد، نسبت به دین اسلام و نبی بزرگوار آن خیانتی بزرگ کرده و هم در صفحات تاریخِ خود، جنایتی مرتکب شده که جبران ناپذیر است. زیرا حدیث غدیر و آنچه که پیامبر گرامی ما در آن روز فرخنده و باشکوه ابلاغ کرده و صحنه تبلیغی را که برگزار نموده است، وظیفه ای بوده که به مأموریت وحی انجام شده است. و هیچ کس تردید ندارد که «روز غدیر» در تاریخ اسلام موجی افکنده است که هیچ گاه از ارتعاشات آن کاسته نمی شود.

  رمز عید بودن «غدیر» ، کمال دین و اتمام نعمت در سایه‏ تداوم خط رسالت در شکل و قالب امامت‏ بود. به فرمان پیامبر خدا(ص)مسلمانان مامور شدند «ولایت‏» را به‏ صاحب ولایت تبریک گویند و با آن حضرت بیعت کنند. رسول خدا نیز براین نعمت الهى شادمانى کرد و فرمود: «الحمدلله الذى فضلناعلى جمیع العالمین.»

آیه قرآن به صراحت، این روز را روز اکمال دین و خشنودى ‏پروردگار از این واقعه و این تعیین وصى دانسته، رمزدیگرى ازعید بودن غدیرخم است. فرخندگى این روز و عظمت این مراسم و عیدبودن غدیر، در آن روز و لحظه برهمگان روشن بود. این نکته راحتى «طارق بن شهاب‏» مسیحى که در مجلس عمربن خطاب حضور داشت،فهمیده بود که گفت: اگر این ایه(الیوم اکملت لکم‏دینکم...)(مائده / 3) در میان ما نازل شده بود، روز نزول آیه‏را عید مى‏گرفتیم. هیچ یک از حاضران نیز حرف او را رد نکردند. خود عمر نیز سخنى گفت که به نوعى پذیرش حرف او بود

12:46

(0)


4 مهر 1394

تصاویر فاجعه منا(دانشكده زابل )

11:18

(0)


پیام در پی فاجعه مصیبت‌بار کشته و زخمی شدن هزاران نفر از حجاج در سرزمین منا(دانشكده زابل )

پیام در پی فاجعه مصیبت‌بار کشته و زخمی شدن هزاران نفر از حجاج در سرزمین منا

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی درپی فاجعه‌ی مصیبت‌بار امروز در منا که در آن جمع کثیری از میهمانان الهی جان خود را از دست دادند با صدور پیامی ضمن ابراز همدردی با مصیبت‌دیدگان این حادثه‌ی اندوهبار و تسلیت به بازماندگان آنان تأکید کردند: دولت سعودی موظف است مسئولیت سنگین خود را در این حادثه‌ی تلخ پذیرفته و به لوازم و قاعده‌ی حق و انصاف عمل کند.
ایشان ضمن اعلام سه روز عزای عمومی در کشور افزودند: مدیریت غلط و اقدامات ناشایسته‌ای که عامل این فاجعه بوده است نیز نباید از نظر دور بماند.
متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به شرح زیر است.



بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون

فاجعه‌ی مصیبت‌ بار امروز در منا که در آن جمع کثیری از ضیوف‌ الرحمان و مومنانِ مهاجر الی‌الله از کشورهای گوناگون، جان باختند، اندوهی بزرگ در جهان اسلام پدید آورده و عید آنان را عزا کرده است. در میهن عزیز ما نیز دهها خانواده که مشتاقانه در انتظار عزیزان حج‌گزار خود بودند، اکنون به عزای آنان نشسته‌اند. اینجانب با قلبی سرشار از غم و همدردی با مصیبت‌دیدگان، این حادثه اندوهبار را به روح مطهر حضرت رسول اعظم (صلی الله علیه و آله) و به ساحت مقدس ولی الله الاعظم حضرت صاحب‌الزمان (اروحنا فداه) که صاحب‌عزای اصلی است، و به همه بازماندگان و عزاداران در سراسر جهان اسلام به ویژه در ایران عزیز تسلیت عرض می‌کنم و رحمت خاصه‌ی خداوند غفور و رحیم و شکور را برای این میهمانان گرامیش و شفای عاجل آسیب‌دیدگان و مجروحان را از درگاه عطوفتش مسألت می‌نمایم و یادآور می‌شوم:

1 - مسئولان نمایندگی اینجانب و سازمان حج تلاش طاقت‌فرسای خود در شناسایی جان‌باختگان و معالجه مجروحان و اعزام به کشور و خبررسانی سریع را که سراسر امروز بدان مشغول بودند همچنان ادامه دهند و همه کسانی که توانایی دارند به آنان کمک کنند.

2 - هر گونه کمک ممکن را به حجاج دیگر کشورها نیز تعمیم دهند و حق برادری اسلامی را به انجام رسانند.

3 - دولت سعودی موظف است مسئولیت سنگین خود را در این حادثه‌ی تلخ پذیرفته و به لوازم آن به قاعده‌ی حق و انصاف عمل کند. مدیریت غلط و اقدامات ناشایسته که عامل این فاجعه بوده نباید از نظر دور بماند.

4 - جان‌باختگان این حادثه انشاالله مشمول این کلام نورانی قرآن‌اند که: «و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله» این برای بازماندگان، تسلای بزرگی است. آنان پس از طواف و سعی و پس از ساعات پربرکت عرفات و مشعر و در حال انجام مناسک حج به دیدار معبود شتافته‌اند، و انشاالله مورد لطف و رحمت ویژه احدیتند. اینجانب با تسلیت دوباره به عزاداران، سه روز عزای عمومی در کشور اعلام میکنم.

والسلام علی عباد الله الصالحین

سیّدعلی خامنه‌ای
دوم مهر یکهزار و سیصد و نود و چهار

http://farsi.khamenei.ir

10:58

(0)


1 مهر 1394

گفتاری از آیت الله جوادی آملی درباره روز عرفه (دانشكده زابل )

گفتاری از آیت الله جوادی آملی درباره روز عرفه

فرهنگ > دین و اندیشه - عرفه روز دعا و روز نیایش و مناجات با پروردگار عالمیان است، دعایی که طبق فرموده علی (ع) همه هستی انسان هاست.

اساساً انسان از خودش چیزی ندارد و در این عالم او فقط مالک دعاست. وجود مبارک امام حسین (ع) ناتوان ترین مردم را کسی می داند که از دعا کردن عاجز باشد و می فرماید:

عرفه روز دعا و روز نیایش و مناجات با پروردگار عالمیان است، دعایی که طبق فرموده علی (ع) همه هستی انسان هاست. اساساً انسان از خودش چیزی ندارد و در این عالم او فقط مالک دعاست. وجود مبارک امام حسین (ع) ناتوان ترین مردم را کسی می داند که از دعا کردن عاجز باشد و می فرماید: اعجز النّاس من عجز عن الدّعا؛ به همین جهت در روز عرفه گرچه روزه گرفتن مستحب است اما به خاطر اهمیت آن فرموده اند که اگر روزه موجب ضعف می شود و از دعا کردن بازمی دارد دعا خواندن بر روزه تقدم دارد. یکی از زیباترین و شیرین ترین دعاها مناجات امام حسین (ع) در روز عرفه است.

آن حضرت در این دعای پرمحتوا و شیوا که در عصر روز عرفه و مناسب ترین وقت دعا عرضه شده است، عالی ترین مضامین توحیدی را در قالب کلماتی دلنشین بیان می کند. امام حسین (ع) این مناجات عاشقانه را در فضائی معنوی و در کنار کعبه، مقدس ترین جایگاه مسلمانان و با دلی پرسوز و چشمانی اشکبار قرائت کرده و به عنوان منشور جاویدان توحید برای اهل ایمان به یادگار گذاشته است.

مهمترین نیایشی که جنبه سیاسی، عبادی حج و زیارت را به خوبی تبیین می کند دعای عرفه عارف معروف در بین اهل معرفت و سیر شاهدان کوی شهود و شهادت، سالار جانبازان میدان نبرد توحید علیه طاغوت، و سرور پاکان و آزادگان، در ساحت فضیلت حضرت حسین بن علی (ع) است. این دعا هم دستور کفرستیزی و راه طاغوت زدایی و رسم سلحشوری و سنت سرکوبی جنایتکاران را ارائه می کند و ظهور ولایت الهی را نشان می دهد و هم تجلی هستی و ذات اقدس خداوند و ظهور گسترده و همه جانبه آن ذات مقدس و خفای هرچه غیر اوست در پرتو نور او و پی بردن به او از خود او به غیر او بها ندادن و غیر او را به او شناختن و ذاتش را عین شهود و مستغنی از استشهاد دانستن را تفهیم می کند.

عوامل تقویت قرب الهی

برخی از روزها برای دعا آمادگی بیشتری دارد. گرچه در هر فرصتی کسی بخواهد با خدای خود زمزمه کند، رواست؛ ولی بعضی زمان ها و بعضی زمین ها برای دعا کردن آماده تر است. خانه خدا اینچنین است که انسان احساس قرب بیشتری می کند.
در دعا اگر انسان نزدیک به ذات اقدس اله بشود، دعای او مستجاب تر است؛ قرب به خدا هم با دو حالت پیش می آید به عنوان مانعه الخلو، نه مانعه الجمع؛ آن دو حالت این است: یک وقت انسان در سایه تقرب های علمی و عملی به مقامی رسیده است که در بارگاه الهی شرف قرب نصیب او شده است. می شود جزء مقربین.

چون هر عمل خیری برای انسان با تقوا، «قربانی» است و اختصاصی به مسئله نماز ندارد؛ که گفته شد الصّلاه قربان کلّ تقی(1)، درباره زکات هم همین تعبیر آمده است. نماز و زکات باعث تقرب بنده به خداست، قربانی اوست. هر کاری را که بنده قربه الی الله انجام می دهد، قربانی اوست. و اگر در سالیان متمادی این تقرب برای او ملکه شد، می شود جزء مقربین. وقتی مقرب شد، دعای او مستجاب است. زیرا هیچ حجابی بین دعوت داعی و اجابت مجیب نیست...

راه دوم این است که خدا به انسان نزدیک باشد او که به همه نزدیک هست. اقرب ا لینا م ن حبل الورید (2) است؛ چه برای مومن، چه برای غیرمؤمن. اما آن قرب تشریفی، آن قرب عنائی، آن قرب لطف و کرامت را نسبت به همه ندارد.
گرچه در سوره مبارکه حدید فرمود: هو معکم اینما کنتم (3)، اما یک معیت مطلق است که با همه هست، معیت قیومیه است که با همه هست. دو تا معیت هم خدای سبحان در قبال این معیت مطلق دارد؛ یکی معیت رحیمیه است که در کنار انسان، لطفش حضور دارد تا هر وقت انسان بخواهد بلغزد، دستش را بگیرد. یک وقت یک معیت تهدیدی و قهاری و انتقامی هم با کفار و منافقان دارد که در کنارشان حاضر است که تا می روند دست به قلم ببرند، یا اقدام بکنند، دست شان را بشکند.
خدای سبحان آن معیت خاص و لطف مخصوصی که باعث اجابت دعا و حل مشکل است، که در دعای کمیل می گوئیم: هر وقت من رفتم بلغزم، تو حفظم کردی؛ خواستم یک چیزی بگویم که مصلحتم نبود، تو جلوی زبانم را گرفتی؛ خواستم یک چیزی بنویسم که مصلحت نبود، تو جلوی قلم را گرفتی؛ خواستم یک جایی بروم که مصلحت نبود، تو جلویم را گرفتی؛ وکم من عثار وقیته، و کم م ن مکروه دفعته؛ این معیت که خدا با انسان نزدیک است، لازم نیست انسان جزء مقربین باشد و به آن مقام والا رسیده باشد! همین که قلب منکسر و دل شکسته داشته باشد، انا ع ندالمنکس ره قلوبهم (4)؛ لطف خدا آنجاست...

ما خدا را می خواهیم. چون کار از غیر او ساخته نیست. یا باید برویم پیش اوکه خیلی سخت ست؛ کار مقرّبین است. یا حالی داشته باشیم که او پیش مابیاید. فرمود: اگر دل شکسته داشتی، منم - منم نگفتی، خود را ندیدی، مغرورنشدی، همیشه قلب شکسته داشتی، آنجا خدا هست. ما حالا اگر نشد به حدّ سلمان واباذر برسیم، لاأقل یک دل شکسته ای داشته باشیم. کسی را نرنجانیم؛ نه درمباحثه، نه در گفتن! حیثیت همه را حفظ بکنیم ، آبروی همه را حفظ بکنیم خودمان را نشان ندهیم؛ بالأخره استعدادها فرق می کندهمه یکسان نیستند .

 

 

النّاس معاد ن کمعاد ن الذّهب والف ضّه (5).

در همین سرزمین ما یکی علامه طباطبائی می شود، یکی علامه امینی، یکی هم یک انسان عادی. همه جا هم همین طور است. همه استعدادها یکسان نیست. همه درس خواندن ها و بحث کردن ها، موفقیت نیست. اگر یک کسی یک رشدی داشت وقتی خود را ندید، کامیابی و توفیق نصیب اوست. تا علم و عقل بینی بی معرفت نشینی یک نکته ات بگویم خود را مبین که رستی

هدیه ما به پروردگار

مطلب بعدی آن است که ما باید یک حیثیتی داشته باشیم؛ یک خانه ای یا اتاق امنی داشته باشیم که میهمان را بتوانیم پذیرائی کنیم. حالا که رفتیم پذیرائی کنیم، این حالت، یعنی حالت ا نکسار تا آخر باشد؛ حدوثاً و بقائاً باشد . اگر یک حالتی برای آدم پیش آمد که معلوم شد مهماندار خوبی است، قلب او مشروح شد، شرح صدر نصیب او شد، چیزی عائد او شد؛ این را باید حفظ بکند. حفظ کردنش هم به این است که باز مغرور نشود!

بالأخره ما که می رویم پیش مولایمان، یا حالا او آمده به مهمانی ما، یک چیزی باید هدیه کنیم دیگر! نمی شود با دست خالی پذیرائی کرد! این یک امری است معقول و مقبول که بالأخره ما چه وارد بشویم، میهمان بشویم، میزبان بشویم، یک چیزی باید بالأخره ببریم دیگر. همین طور با دست خالی که انسان نه میزبان می شود، نه میهمان !

چه چیزی پیش خدا ببریم که او قبول بکند؟ باز هم اینجا باید مواظب باشیم؛ بزرگان ما فرمودند ـ اوّلین بار این را استاد مرحوم آقای فاضل تونی (رض) در درس برای ما می فرمودند ـ انسان وقتی می رود پیش مولای بزرگش، باید یک چیزی را هدیه ببرد. هدیه هم یک چیزی باید باشد که آنجا نباشد. چون اگر آنجا فراوان باشد که خوب دیگر خوب هدیه نیست! و نبودنش هم کمال باشد، نه نقص. بگوییم ما علم آوردیم اولا او ب کلّ شیء علیم است، ثانیا این یک مختصر علمی هم که ما داریم، او عطا کرده است. و علّم النسان ما لم یعلم (6).

بگوئیم ما زحمت کشیدیم، این که ما بکم من نعمه فمن الله (7). بگوییم کمک مالی کردیم، کمک علمی کردیم ، کتاب نوشتیم! اینها که آنجا خریدار ندارد! آنجا صحیح و نامتنهی اش هست. بنابراین کسی حقّ ندارد بگوید من زحمت کشیدم، عالم شدم و ... پذیرائی ما فقر است و مسکنت است و لا یملک لا الدّعا (8) است و سلاحه البکاء (9) است و همین ها !
روی گرد آلود بر زی او که اندر راه او آبروی خود بری گر آبروی خود بری اگر آنجا رفتی و گفتی: خدایا! من آبرومندم،

امتیاز مقربان، مشاهده خدا

همه ما باید از خدای سبحان هراسناک باشیم، چون همه نعمت های ما از اوست، همه قدرت هم در اختیار اوست. فرمودند: نشانه عالم این است نّما یخشی الله م ن ع باد ه العلماء (10). این را وجود مبارک امام حسین (ع) در دعای عرفه تشریح می کند. خوب همه باید از خدا بترسند ولی علماء شاخصه اصلی شان این است که خدا ترس اند! خدا ترسی هم چند نوع است؛ یک وقت انسان از خدا می ترسد که مبادا او را جهنّم ببرند یک وقت از خدا می ترسد که مبادا او را بهشت ندهند. اینها همه ایمان به غیب است و درست هم هست.

امّا آن چیزی که در دعای نورانی سیدالشهداء (ع) هست، که به انسان منزلت می بخشد، به علماء می گوید شما می توانید به یک مرحله بالاتر برسید، در همین دعای عرفه این جمله است که به خدا عرض می کند: اللّهمّ اجعلن ی م مّن اخشاک کأنّی أراک (11). خدایا! اصل خشیت که هست، امّا آنطوری توفیق خشیت خودت را به ما بده که ما گویا تو را می بینیم. که این می شود ایمان به شهاده، نه ایمان به غیب!

همه ما ان شآء الله ایمان به غیب داریم ولی این ایمان به غیب آن نازل ترین مرحله ایمان است! یؤم نون بالغیب (12). جهنّم و بهشت هست، خدا هست، قیامت هست و... اما هیچ کدام که با چشم سر دیدنی نیست، با چشم جان باید ببینیم ولی نمی بینیم!

عرض می کند خدایا! توفیق بده من طرزی از تو بترسم که گویا تو را می بینم . اللّهمّ اجعلنی ممّن اخشاک کأنّی اراک...از این به بعد دیگر آن خشیت، خشیت جهنّمی نیست! خوفاً من النّار نیست، بلکه این خوف و خشیتی است که ل من خاف مقام ربّه جنّتان (13)، أمّا من خاف مقام ربّه و نهی النّفس عن الهوی (14)، فنّ الجنّه هی المأوی و... از قبیل این طائفه آیات است. و لمن خاف مقام ربّه جنّتان یعنی دیگری اگر یک بهشت دارد، اینها دو بهشت دارند. یک انّ المتّقین فی جنّات و نهر(15) هست، یکی فی مقعد صدق عند ملیک مقتد ر(16) این می شود «جنّه اللّ قاء» عرض می کند خدایا! خشیت خودت را طوری نصیب ما کن که گویا تو را می بینیم؛این یک بخش از دعاست.

اسارت نفس و رهن جان

همه ما کم و بیش، با شد ت و ضعف این را در خود تجربه کردیم و تجربه می کنیم. می رویم، یک کار خیری را انجام دهیم، ولی نمی توانیم، نمی شود! حالا یا نماز شب است، یا پرهیز از هر حرفی است، یا پرهیز از هر خاطره ای است، یا از خیالی است؛ کار، کار بدی است، می دانیم. می خواهیم هم ترک کنیم، امّا نمی توانیم! بعضی از کارها، کار خیلی خوبی است؛ می خواهیم انجام بدهیم، ولی نمی توانیم. این «نمی توانیم» که خود ما می گوئیم، بعضی ها هم می گویند، راست است. گاهی انسان واقعاً نمی تواند انجام بدهد!

از نتوانستن ما این است که ما آزاد نیستیم، در بندیم، اسیریم . اگر همه این راهها هست؛ یعنی مقصد خوب است، مقصود خوب است، راه باز است، ما هم تصمیم داریم، می خواهیم انجام بدهیم ولی موفق نمی شویم معلوم می شود یک جای کار گیر است! و آن، این است که دست و پای ما بسته است. اگر دست و پای ما باز بود، به خوبی انجام می دادیم. دلیلی هم که می خواهیم اقامه بکنیم، می بینیم برهانی نداریم. معلوم می شود ما بندیم! پایمان به یک جا گره خورده است. این را می گویند: « رهین ».

حالا چرا ما در بندیم؟ چرا در گروایم؟ برای اینکه بدهکاریم. خب آدم بدهکار باید گرو بدهد دیگر! اگر کسی به زید و عمر بدهکار بود، مسائل مالی بود، این می تواند خانه و زمین و فرش را رهن بگذارد. امّا اگر به خدا و پیامبر و قرآن و عترت (علیهم الصّلاه و علیهم السّلام) بدهکار بود، یک گناهی کرده است، این را که دیگر زمین و خانه و فرش را رهن نمی گیرند! خود این آدم را رهن می گیرند. خود انسان در گرو است. تا فک رهن نشود، نمی تواند کار انجام بدهد.

این دو تا آیه دارد: آنها که اصحاب میمنت اند، اصحاب یمین اند، کارشان با یمن و برکت است، نقصی در کار اینها نیست، اینها بدهکار نیستند و برای همین آزادند. کلّ امر ئ ب ما کسب رهیأ الا اصحاب الیمین و کلّ نفس بما کسبت رهینأ ، الا اصحاب الیمین .
در دعای نورانی سیدالشهداء (ع) در عرفه، یکی از چیزهائی را که از ذات أقدس له مسئله کردند، شما هم ن شآء الله مسئلت می کنید، ما هم امروز مسئلت می کنیم این است که عرض می کنیم: خدایا! و فکّ ر هان ی (17). چه مسائل مالی و د ین و اینهائی که داریم، فکّ رهن بکن! هم توفیق بده دیون ظاهری ما ادا بشود و هم توفیق بده که دیون باطنی ما ادا بشود. نّ د ین الله احقّ أن یقضی .

شخصی آمد حضور وجود مبارک رسول گرامی (ص)، درباره حج سوال کرد: مادرم یا پدرم، مستطیع بودند، مکّه نرفتند الآن وظیفه ما چیست؟ فرمود: از مال او، از اصل مال او باید یک مقداری پول بگیرید، برای او حج ادا کنید، چرا؟ انّ دین الله احقّ أن یقضی. معلوم می شود حقوق الهی، دیون الهی است . اگر کسی یک تکلیفی را انجام نداد، بدهکار است. خوب بدهکار را گرو می گیرند. ما اگر تکالیف الهی را انجام دادیم، بدهکار نیستیم. وقتی بدهکار نبودیم، آزادیم. این می شود « فکّ رهن ». آنوقت آدم یا چیزی را تصمیم نمی گیرد، یا اگر تصمیم می گیرد، به خوبی انجام می دهد.

یک وقت است خدا به کسی استعداد قوی نداد، آن هم مصلحت است. به همان اندازه خدای سبحان از او مسئولیت می خواهد. ممکن است در معاد یک کسی که عالم روستا شد، زحمت کشید، دین مردم را با اخلاص حفظ کرد، این اگر جلوتر از یک عالم حوزوی نباشد، دنبال تر هم نیست! این از بیانات نورانی حضرت امیر (ع ) است که : الغ نا والفقر بعد العرض علی الله (18). چه کسی توانگر است، چه کسی تهی دست است که در دنیا معلوم نمی شود! در قیامت ممکن است معلوم بشود که آن عالمی که در روستا با اخلاص عمل کرد، اجرش اگر بیشتر از فلان استاد حوزوی نباشد، کمتر نیست. این به ع ند المنکس ره قلوبهم بر می گردد، به اخلاص بر می گردد، به صفای باطن بر می گردد، به اینکه برای چه کسی دارد کار می کند و چه چیزی را دارد می بیند بر می گردد. هزارها امّا و اگر دارد ...

11:50

(0)


عرفه(دانشكده زابل )

11:48

(0)


عرفه (دانشكده زابل )

امیر مؤمنان علی(ع) درباره راز وقوف در عرفات فرمود:

«عرفات، خارج از مرز حرم است و مهمان خدا باید بیرون دروازه، آن‌قدرتضرع کند تا لایق ورود به حرم شود»اصول کافى، ج 4، ص 224

 

عرفه چيست؟ و در عرفه چه بايد كرد؟

نهم ذيحجه روز عرفه است. خداوند متعال در اين روز به سه مکان و سه گروه از انسانها، توجه ويژه دارد:

 

1. كربلا و زائران امام حسين (ع).

 

2.  صحراي عرفات (در نزديكي مكه) و حجاج بيت الله.

 

3  .  هر جا از دنيا كه دستي به سوي او بلند شود و دلي بشكند.

 

چرا نهم ذی الحجه را روز عرفه نامیده اند؟

فرهنگ > دین و اندیشه - روز نهم ماه ذی الحجه الحرام را روز عرفه نامیده اند، روز نیایش و مناجات با خالق هستی؛ چرا که در این روز، درهای رحمت الهی بر روی همه بندگان به ویژه گنهکاران گشوده است و همه گنهکاران در این روز، چشم امید خود را به خدای خود دوخته اند و از دنیا بریده و به خدا نزدیک می شوند.

در این روز دعا به استجابت نزدیک است و هر ناامیدی، امیدوار بر در خانه الهی دست هایش را به دعا باز می کند. در حدیثی از پیشوای ششم شیعیان، امام جعفر صادق(ع) آمده است:

«اگر شخص گناه ‌کاری نتواند در شب‌های قدر، از قدر و منزلت خود به نحو احسن استفاده کند وبهره گیرد، می‌تواند در این روز (روز عرفه) از رحمت الهی برخوردار گردد.»

اما چرا این روز، به روز عرفه مشهور است و یا به بیان دیگر، وجه تسمیه این روز چیست؟

در پاسخ به این سوال می توان گفت؛ عرفات، نام منطقه وسیعى است با مساحت حدود 18 کیلومتر مربع در شرق مکه معظمه، اندکى متمایل به جنوب که در میان راه طائف و مکه قرار گرفته است وزائران بیت ‏الله الحرام در نهم ذى الحجه، از ظهر تا غروب در این منطقه حضور دارند.

در نقلى آمده است که آدم و حوا پس از هبوط از بهشت و آمدن به کره خاکى، در این سرزمین یکدیگر را یافتند و به همین دلیل، این منطقه «عرفات» و این روز «عرفه» نام گرفته است. همچنین گفته‌اند که جبرئیل هنگامی که مناسک حج را به ابراهیم می‌آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت «عرفت» و او پاسخ داد آری، لذا به این نام خوانده شد و نیز گفته‌اند سبب آن این است که مردم از این جایگاه به گناه خود اعتراف می‌کنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی می‌دانند که برای رسیدن به آن باید متحمل شد. چرا که یکی از معانی «عرف» صبر و شکیبایی و تحمل است.

حضرت آدم (ع) در عرفات:

فَتَلَقی آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلماتًُ فتابَ عَلیهِ اِنَّه’ هو التَّوابُ الرّحیمْ

آدم از پروردگارش كلماتی دریافت داشت و با آن بسوی خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذیرفت، چه او توبه پذیر مهربان است.

طبق روایت امام صادق(ع)، آدم (ع) پس از خروج از جوار خداوند، و فرود به دنیا، چهل روز هر بامداد بر فرار كوه صفا با چشم گریان در حال سجود بود، جبرئیل بر آدم فرود آمد و پرسید:

ـ چرا گریه می كنی ای آدم؟

ـ چگونه می توانم گریه نكنم در حالیكه خداوند مرا از جوارش بیرون رانده و در دنیا فرود آورده است.

ـ ای آدم به درگاه خدا توبه كن و بسوی او بازگرد.

ـ چگونه توبه كنم؟

جبرئیل در روز هشتم ذیحجه آدم را به منی برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئیل به صحرای عرفات رفت، جبرئیل بهنگام خروج از مكه، احرام بستن را به او یاد داد و به او لبیك گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسید تلبیه را قطع كرد و به دستور جبرئیل غسل نمود و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتی را كه از پروردگار دریافت كرده بود به وی تعلیم داد، این كلمات عبارت بودند از:

خداوندا با ستایشت تو را تسبیح می گویم سُبحانَكَ اللهُمَ وَ بِحمدِك

جز تو خدایی نیست لا الهَ الاّ اَنْتْ

كار بد كردم و بخود ظلم نمودم عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسی

به گناه خود اعتراف می كنم وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبی اِغْفرلی

تو مرا ببخش كه تو بخشنده مهربانی اِنَّكَ اَنْتَ اَلغَفور الرّحیمْ

آدم (ع) تا بهنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشك می ریخت، وقتیكه آفتاب غروب كرد همراه جبرئیل روانه مشعر شد، و شب را در آنجا گذراند. و صبحگاهان در مشعر بپاخاست و در آنجا نیز با كلماتی به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه گذاشت......

حضرت ابراهیم (ع) در عرفات

در صحرای عرفات، جبرئیل، پیك وحی الهی، مناسك حج را به حضرت ابراهیم (ع) نیز آموخت و حضرت ابراهیم (ع) در برابر او می فرمود: عَرِفتُ، عَرِفتُ (شناختم، شناختم).

پیامبر اسلام (ص) در عرفات

و نیز دامنه كوه عرفات در زمان صدر اسلام كلاس صحرایی پیامبر اسلام (ص) بود و بنا به گفته مفسرین آخرین سوره قرآن در صحرای عرفات بر پیغمبر (ص) نازل شد و پیغمبر این سوره را كه از جامع ترین سوره های قرآن است و دارای میثاق و پیمانهای متعدد با ملل یهود، مسیحی و مسلمان و علمای آنها می باشد، و قوانین و احكام كلی اسلام را در بر دارد، به مردم و شاگردانش تعلیم فرمود.

و طبق مشهور میان محدثان پیامبر (ص) در چنین روزی سخنان تاریخی خود را در اجتماعی عظیم و با شكوه حجاج بیان داشت:

...... ای مردم سخنان مرا بشنوید! شاید دیگر شما را در این نقطه ملاقات نكنم. شما به زودی بسوی خدا باز می گردید. در آن جهان به اعمال نیك و بد شما رسیدگی میشود. من به شما توصیه می كنم هركس امانتی نزد اوست باید به صاحبش برگرداند. هان ای مردم بدانید ربا در آئین اسلام اكیداً حرام است. از پیروی شیطان بپرهیزید. به شما سفارش می كنم كه به زنان نیکی کنید زیرا آنان امانت های الهی در دست شما هستند و با قوانین الهی برشما حلال شده اند.

هر مسلمانی با مسلمان دیگر برادر است و مسلمانان جهان با یکدیگر برادرند و چیری از اموال مسلمانان بر مسلمان دیگری  حلال نیست مگر این که به طیب خاطر به دست آورده باشد.

فلسفه روز عرفه چیست ؟

روز عرفه از اعیاد عظیم است اگر چه به اسم عید نامیده نشده و روزی است كه حق تعالی بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود فراخوانده و سفره های جود و احسان خود را برای ایشان گسترانیده و شیطان در این روز خوار و حقیرتر و رانده تر، و در خشمناك ترین اوقات خواهد بود، و روایت شده كه حضرت امام زین العابدین علیه السلام در روز عرفه صدای سائلی را كه از مردم كمك می نمود شنید، و به او فرمود: وای بر تو آیا از غیر خدا سوال می كنی در این روز و حال آن كه امید می رود در این روز برای بچه های در شكم كه فضل خدا شامل آنها شود و سعید گردند ...

پس در این روز در زیر آسمان روند و اعتراف و اقرار كنند نزد حق تعالی به گناهان خود تا سعادتمند گردند به ثواب عرفات و گناهانشان آمرزیده گردد و مشغول گردند به اعمال و ادعیه عرفه كه از حجج طاهره علیهم السلام روایت شده است؛ برای اطلاع بیشتر به كتاب مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی اعمال روز عرفه مراجعه نمایید.

عرفات نام جایگاهی است كه حاجیان در روز عرفه (نهم ذی الحجه) در آنجا توقف می كنند و به دعا و نیایش میپردازند و پس از برگزاری نماز ظهر و عصر به مكه مكرمه باز میگردند و وجه تسمیه آنرا چنین گفته اند كه جبرائیل علیه السلام هنگامی كه مناسك را به ابراهیم می آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت «عرفت» و او پاسخ داد آری، لذا به این نام خوانده شد.

 نکته هایی ناب از زبان حاج آقا مجتبی تهرانی برای درک و بهره ی هرچه بیشتر از روز و دعای عرفه.

به گزارش فرهنگ نیوز، بنا به روایات روز و شب عرفه، شب دعا و اعمال صالح است و دعا در این شب مقبول و مستجاب است.

در روایتی نقل شده است که شب عرفه هر دعای خیری که انسان بکند به اجابت می رسد؛ و برای کسی که در شب عرفه اطاعت الهی را بکند و اعمال صالحه انجام دهد، معادل صد و هفتاد سال اطاعت و عبادت است؛ یعنی از نظر پاداش چنین چیزی به او داده می‏ شود. نکاتی ناب از سخنان آیت الله مجتبی تهرانی درباره اهمیت و بزرگی روز عرفه را در ادامه می خوانید.

روز عرفه، روز درخواست از خداوند

 در روایتی است که از پیغمبر اکرم نقل شده است که خداوند وحی فرستاد به بعضی از پیامبرانش که این متن وحی الهی است که بر فرض که اهل هفت آسمان و تمام زمین، همگی از من درخواست کنند و به هرکدام هرچه که خواستند را بدهم، از خزانه، حکومت و فضل الهی ذره‏ ای کاسته نمی‌شود؛ حتی مثل یک بال پشه هم از خزانه من کم نمی‌شود؛ و چه‏ طور ممکن است که از فضل الهی کاسته شود در حالی که من سردمدار آن هستم!؟

 روز امید خوشبختی برای همه

 روایتی دیگری از زین العابدین صلوات الله علیه آمده که محدث قمی هم آن را در مفاتیح نقل کرده است؛ در آن روایت آمده است که روز عرفه بود و حضرت دیدند که سائلی دارد از مردم، یعنی غیر خدا، درخواست می‌کند؛ حضرت به او فرمود: وای بر تو! در چنین روزی از غیر خدا تقاضا و درخواست می‌کنی!؟ و حال آنکه امید می‌رود در چنین روزی فضل الهی شامل طفل‌هایی شود که در رحم مادر هستند. امید است که اینها خوشبخت و سعادتمند شوند.

 روز عرفه، روز درخواست و بخشایش

 یکی از آن مقاطعی که این اسلحه بردش بیشتر است و در اجابت سرعت دارد، ‌روز عرفه است. حتی تعبیر امام باقر(علیه‏السلام) این است که اصلا روز عرفه، روز دعا و درخواست از خداوند است. یعنی در این مقطع زمانی بخصوص سرعت اجابت دعا بیشتر است.

حضرت امام جعفر صادق(ع) فرمودند: اگر کسی در ماه مبارک رمضان مورد مغفرت الهی قرار نگیرد غفران برای او نیست مگر آنکه عرفه را درک کند. از این روایت دو مطلب به دست می‏ آید: یکی، عظمت ماه مبارک رمضان از نظر گسترش مغفرت الهی است که همه را در بر می‌گیرد. دوم، عظمت عرفه است. در ماه مبارک رمضان، زمان مطرح است. ممکن است برای عرفه هم زمان مطرح باشد؛ یعنی روز خاص و هم مکان مورد نظر باشد که آن زمین عرفات است. ولی مسلما زمان در اهمیت موضوع دخالت دارد که روز عرفه است. از لحاظ قید زمان، اگر کسی در ماه مبارک رمضان مورد مغفرت الهی قرار نگرفت، مسلما اگر در روز عرفه از خداوند طلب مغفرت کند مورد مغفرت الهی قرار خواهد گرفت.

 فضیلت زیارت امام حسین در عرفه

 مسأله مهم در روز عرفه زیارت امام حسین(علیه‏السلام) است که در حدیث آمده است خداوند قبل از آنکه به سرزمین عرفات نظر کند، به زائرین امام حسین(علیه‏السلام) نظر می‌افکند و این نظر افکندن در زمان‌های حساس و سرنوشت‌ساز مانند شب قدر، عید فطر، عید قربان و عید غدیر است که افضل اعمال در این زمان‌ها زیارت امام حسین(علیه‏السلام) است.

این روز را از دست ندهید!

هر لحظه‌ای از لحظات این روز برای ما گران بها است؛ به خصوص برای دعا و درخواست از خداوند. این فرصت بهترین فرصت است. پس این فرصت را از دست ندهید! به خصوص از ظهر تا هنگام غروب را که در روایات وارد شده است. بدانید اگر می‏ خواهید مشکلاتتان را حل کنید بیایید ‌این چند ساعت را درِ خانه خدا بروید و از او بخواهید؛ چه حاجت‏ های مادی را و چه معنوی را، همه را از او بخواهید. چون امروز برد دعا خیلی زیاد است. بخصوص درباره دیگران اگر دعا کنید، ما در روایت داریم که خدا چند هزار برابر به شما اعطا می‏ کند.

روز نهم ذي‌الحجه روز عرفه و از اعياد عظيمه است، هرچند به اسم عيد ناميده نشده و روزي است که حق تعالي بندگان خويش را به عبادت و طاعت خود خوانده و مؤيد جود و احسان خود را براي ايشان گسترانيده و شيطان در اين روز خوار و حقيرتر و رانده‌تر و در خشمناکترين اوقات خواهد بود.

 

روايت شده که حضرت امام زين‌العابدين ـ عليه‌السلام ـ شنيد در روز عرفه صداي سائلي را که از مردم سؤال مي‌نمود. فرمود: واي بر تو. آيا از غير خدا سؤال مي‌کني در اين روز و حال آن‌که اميد مي‌رود در اين روز براي بچّه‌هاي در شکم آن‌که فضل خدا شامل آنها شود و سعيد شوند و از براي اين روز اعمال چند است:

 اول: غسل

 دوّم: زيارت امام حسين ـ عليه‌السلام ـ که مقابل هزار حجّ و هزار عمره و هزار جهاد بلکه بالاتر است و احاديث در کثرت فضيلت زيارت آن حضرت در اين روز متواتر است و اگر کسي توفيق يابد که در اين روز در تحت قُبّه مقدّسه آن حضرت باشد، ثوابش کمتر از کسي که در عرفات باشد نيست، بلکه زياده و مقدّم است.

سوم: پس از نماز عصر، پيش از آن‌که مشغول به خواندن دعاهاي عرفه شود دو رکعت نماز بجا آورد در زير آسمان و اعتراف و اقرار کند نزد حق تعالي به گناهان خود تا فايز شود به ثواب عرفات و گناهانش آمرزيده شود پس مشغول شود به اعمال و ادعيه عرفه که از حُجَج طاهره ـ صلوات اللّه عليهم ـ روايت شده و آنها زياده از آن است که در اين مختصر ذکر شود.

شيخ کفعمي در مصباح فرموده: «مستحب است روزه روز عرفه براي کسي که ضعف پيدا نکند از دعا خواندن و مستحب است غسل پيش از زوال و زيارت امام حسين ـ عليه‌السلام ـ در روز و شب عرفه و چون وقت زوال شد، زير آسمان رود و نماز ظهر و عصر را با رکوع و سجود نيکو به جاي آورد و چون فارغ شود دو رکعت نماز کند در رکعت اوّل بعد از حمد توحيد و در دوم پس از حمد قُل يا اَيهَا الْکافِروُنَ بخواند. پس از آن چهار رکعت نماز گزارد در هر رکعت پس از حمد توحيد پنجاه مرتبه بخواند.»)  اين نماز همان نماز حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه‌السلام ـ است (

 

 

11:44

(0)


26 مهر 1390

جملات زیبا از قرآن کریم(دانشكده زابل )

اگر این قرآن را بر کوه نازل می کردیم ، او را از ترس خدا خاشع و متلاشی شده می دیدی. حشر آیه ۲۱

 

ما انسان را آفریدیم و وسوسه‏هاى نفس او را مى‏دانیم، و ما از شاهرگ (او) به او نزديكتريم ! ق آیه ۱۶

 

بسا چیزى را ناخوش داشته باشید كه آن به سود شماست و بسا چیزى را دوست داشته باشید كه به زیان شماست، و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانید. بقره آیه ۲۱۶

 

و چون بندگان من از تو در باره‏ى من بپرسند،بگو که من نزديکم و به ندای کسی که مرا بخواند پاسخ می دهم . بقره آیه ۱۸۶

 

نیکوکار کسی است که به خدای عالم و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیغمبران ایمان آرد و دارائی خود را در راه دوستی خدا به خویشاوندان و یتیمان و فقیران و رهگذاران و گدایان بدهد و هم خود را در آزاد کردن بندگان صرف کند و نماز بپا دارد و زکات مال به مستحق برساند و با هر که عهد بسته به موقع خود وفا کند و در کار زار و سختیها صبور و شکیبا باشد و بوقت رنج و تعب صبر پیشه کند کسانیکه بدین اوصاف آراسته اند آنها به حقیقت راستگویان و آنها پرهیزکارانند. بقره آیه ۱۷۷

 

اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از صبر و نماز کمک بگیرید که خداوند با صابران است.بقره آیه ۱۵۳

 

آیا ندانسته ای که خدا آنچه را که در آسمانها و آنچه را که در زمین است می داند؟ هیچ گفتگوی محرمانه ای میان سه تن نیست مگز اینکه او چهارمین آنهاست، و نه میان پنج تن مگر اینکه او ششمین آنهاست، و نه کمتر از این و نه بیشتر . مگر اینکه هر کجا باشند او با آنهاست. آنگاه روز قیامت آنان را به آنچه کرده اند آگاه خواهد گردانید. زیرا خدا به هر چیزی داناست. مجادله آیه ۷

 

مرا بخوانید تا به شما پاسخ دهم . غافر آیه ۶۰

 

خدایی جز او نیست، پس از درگاه او به کجا می روید؟ زمر آیه ۶

 

اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده‏اید! از رحمت خداوند نومید نشوید كه خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. زمر آیه ۵۳

 

آيا خدا براي بنده اش كافي نيست؟ زمر آیه ۳۶

 

اگر می خواهید مخاطبان به سوی شما جذب شوند، ابتدا به خودتان بپردازید! روح خشک و سنگین و بی لطافت، هیچ گاه در امر تربیت موفق نمی شود . مهربانی، دلسوزی و رقت قلب را در خود بپرورید تا مردم بی آن که شما متوجه شوید، در اطراف شما جمع گردند. آل عمران آیه ۱۵۹

 

قطعا بدترین جنبندگان نزد خداوند، کرها و لالهایی هستند که نمی اندیشند. انفال آیه ۲۲

 

چرا ما به خدا و آنچه از حق به ما رسيده است‏، ايمان نياوريم‏،در حالى كه آرزو داريم پروردگارمان ما را در زمره صالحان قرار دهد؟! مائده آیه ۸۴

 

بندگان رحمان‏ (خاص خداوند) ،كسانى هستند كه با آرامش و بى‏تكبّر بر زمين راه مى‏روند؛وهنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند)، به آنها سلام مى‏گويند (و با بى‏اعتنايى و بزرگوارى مى‏گذرند)؛ فرقان آیه ۶۳

 

از رحمت خدا مایوس نشوید،که تنها گروه کافران، از رحمت خدا مایوس مى‏شوند! یوسف آیه ۸۷

 

تمام اعمالی که انجام می دهیم، حتی اگر ذره ای و مثقالی باشد، به خودمان باز می گردد و بازتابش آنها را در زندگی خواهیم دید. زلزال آیه ۷

 

فرارسیدن قیامت در (بر اهل) آسمانها و زمین، سنگین و دشوار و گران است، فرا نرسد شما را مگر به یکباره و ناگاه و بدون آنکه شما را خبر دهد. اعراف آيه 187

 

او كسى است كه (روح) شما را در شب (به هنگام خواب) مى‏گیرد; و از آنچه در روز كرده‏اید، با خبر است; سپس در روز شما را (از خواب) برمى‏انگیزد; و (این وضع همچنان ادامه مى‏یابد) تا سرآمد معینى فرا رسد; سپس بازگشت شما به سوى اوست; و سپس شما را از آنچه عمل مى‏كردید، با خبر مى‏سازد. انعام آیه ۶۰

 

دلها به یاد خدا آرام میگیرد. رعد آیه ۲۷

 

بدانيد زندگي دنيا تنها بازي و سرگرمي، و تجمل پرستي و تفاخر در ميان شما و افزون طلبي در اموال و فرزندان است . حدید آیه ۲۰

 

ما آيات (خود) را براي شما بيان كرديم شايد انديشه كنيد... حدید آیه

0:58

نظر يادتون نره(1)


24 مهر 1390

جهاد با نفس(دانشكده زابل )

نخستین گام در طریق تربیت و تهذیب، «مجاهده» است؛ یعنی تلاش در جهت رفع موانعی كه سد راه كمال انسان است و بدون آن هر نوع تربیتی بی حاصل است. از ویژگیهای تربیت دینی این است كه پیش از آنكه از بیرون به تربیت انسان بپردازد، در آغاز، خویشتن فرد را به وی می نمایاند و ضعفها و قوتهایش را بدو گوشزد می كند تا خودجوش در تكاپوی رشد و تزكیه باشد و موانع را از میان بردارد.
مجاهده دو گونه است: درونی و برونی (جهاد با نفس و جهاد با دشمن بیرونی) كه هر دو نقش تربیتی و انسان سازی دارند. در ابتدا، سخن از جهاد با نفس است كه برای تبیین آن باید به چند مطلب توجه داشت: نفس و خطرهای آن، ضرورت مجاهده با نفس، حقیقت مجاهده، مراحل عملی تهذیب نفس و ره توشه مجاهده.
الف) نفس و خطرهای آن
شناخت نفس نخستین ضرورت در امر مجاهده است. همان گونه كه در گذشته گفتیم، یكی از مراتب نفس (مرتبه نازل آن) نفس اماره است كه از درون به بدی فرمان می هد (إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ)
[1] و پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ آن را سرسخت ترین دشمنان خوانده است و در آیات، روایات و توصیه های اخلاقی، عرفانی و ادبیات ما، از آن نكوهش بسیار شده و پیروی هوای نفس سرچشمه همه خطاها و گمراهیها به شمار آمده است. حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: «نَفْسُكَ أقرَبُ أعدائِكَ اِلَیْك».[2] قرآن كریم پیروی هوای نفس را نوعی پرستش مشركانه می داند كه چشم عقل را كور و قلب را ظلمانی می كند و آدمی را از هویت الهی محروم و از مشاهده حقایق محجوب می سازد و در این باره می فرماید: آیا دیدی آن كس را كه هوای نفس خود را خدای خود گرفت و با داشتن علم و دانش، خداوند گمراهش ساخت و بر گوش و دلش مهر زد و بر دیدگانش پرده افكند.[3] امام صادق ـ علیه السلام ـ از نفس به عنوان وحشتناكترین و تاریكترین حجاب میان انسان و خدا نام برده اند: «لاحِجابَ اَوْحَشُ و أظْلَمُ بین العبدِ و بینَ اللهِ تَعالی مِنَ النفسِ و الهوی».[4]
هوای نفس به گردابی مهلك مانَد كه هر مقدار آدمی در آن پای بفشارد بیشتر به اعماق آن كشیده می شود و امید نجات را از دست می دهد. هوای نفس تنها به گناه بسنده نمی كند، بلكه آدمی را تا سر حد كفر و انكار آیات خدا به پیش می راند. به فرموده حضرت امام (ره):
و چون سلطنت نفس اماره و شیطان در باطن، قوی شد و تمام قوا سر به رقّیّت و طاعت آنها گذاشتند و خضوع در پیشگاه آنها نمودند و تسلیم تام شدند، آنها قانع به معاصی نمی شوند و كم كم از معصیتهای كوچك انسان را به معاصی بزرگ و از آنها به سستی عقاید و از آن به ظلمت افكار و از آن به تنگنای جحود و از آن به بغض و دشمنی انبیا و اولیا می كشانند.
[5]
ب) ضرورت مجاهده
با توجه بدانچه از خطرهای نفس اشاره شد، مجاهده با نفس اماره كه در روایات با عنوان «جهاد اكبر» آمده،
[6] امری است اجتناب ناپذیر كه تا آخرین روزهای زندگی ادامه دارد. حضرت علی ـ علیه السلام ـ جهاد با نفس را بالاترین نوع جهاد خوانده است: «ما مِن جِهادٍ أفْضَلُ مِن جهادِ النفسِ».[7] راز مطلب این است كه اولاً، اصلاح نفس كه اساس تربیت اخلاقی است، جز از طریق مجاهده میسر نیست؛ همان گونه كه حضرت علی(ع) می فرماید: «فی مجاهده النفسُ كَمالُ الصَّلاحِ»؛[8] ثانیاً، نیل به درجات عالی و كمالات معنوی در پرتو مجاهده با نفس، میسر است؛ زیرا هوای نفس، آدمی را از علم و كمال و كرامت و عزّت و تجلّی استعدادهای انسانی باز می دارد. امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ می فرماید: «مَن اَحَبَّ َنیْلَ الدَّرجاتِ العُلی فَلْیَغْلِبِ الْهَوی»؛[9] ثالثاً، اگر انسان در جبهه نفس شكست بخورد، در همه جبهه ها شكست خورده است و اسارت نفس انسان را به هر نوع بردگی و انحطاط می كشاند. به فرموده حضرت علی ـ علیه السلام ـ : «مَن اتَّبَعَ هواه أردی نَفْسَه».[10]
بنابراین، اگر انسان بخواهد مالك خویشتن باشد و از قید و بند طبیعت و اسارت تن و اسارت دیگران رهایی یابد، بناچار باید محدودیتهایی را بپذیرد تا از خودِ محدود آزاد شود. امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ به مالك اشتر چنین می نویسد: تو باید مالك خود باشی و نسبت به خواسته های نامشروع نفس، بخل ورزی، كه بخل ورزیدن نسبت به نفس، عین انصاف در حق آن است.
[11]
ریاضت. مجاهده با نفس در پاره ای روایات با عنوان‌ «ریاضت» مطرح شده است. ریاضت یعنی تلاش جهت رام كردن نفس در برابر مشتهیات كه به گفته معصوم ـ علیهم السلام ـ ، از شریعت انفكاك ناپذیر است (الشَّریعَهُ ریاضَهُ النَّفْسِ) و عالی ترین درجات آن برای اولیای خداست. امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ در نامه ای به عثمان بن حنیف انصاری، فرماندار خود در بصره، می نویسد: همانا نفس خویش را باتقوا و ریاضت تمرین می دهم كه تا در روز هولناك قیامت در امان باشد و بر آن لغزشگاه، ثابت و استوار بماند.
[12]
از روایات چنین بر می آید كه ریاضت قله برتر و مرتبه متعالی مجاهده است كه پوینده راه كمال نه تنها از محرمات و مكروهات پرهیز می كند، بلكه از بسیاری امور مباح نیز خودداری می ورزد و بدین وسیله در چهارچوب شرع، بر صفای نفس و توان روحانی خود می افزاید.
[13]
باری، جلوه های ملكوتی نفس ناطقه، رهیابی عقل به معارف الهی و عروج روح در ملكوت اعلا و كسب عزت و كرامت انسان، پیش از هر چیز، در گرو پالایش روح و ریاضت و مجاهده با نفس اماره است.
ج) حقیقت مجاهده
مجاهده و ریاضت در اسلام، نه به معنای محرومیت از نعمتهای الهی و سركوب تمایلات مشروع مادی است، آنگونه كه درپاره مسلكهای افراطی ترویج شده است، بلكه به معنای محدود ساختن و مهار كردن و به كار گرفتن این استعدادها در جهت رشد و كمال و تعالی آدمی است. در واقع، محدودیت كه یك اصل منطقی در نظام آفرینش است و به طور خودكار و تحت تدبیر و امر الهی جریان دارد، رمز مصونیت و بقای موجودات و از جمله انسان است؛ مثلاً انسان با خصلت غریزی خود به خوردنیها و آشامیدنیهای مطبوع تمایل نامحدود دارد، اما در همین حال، ساختار طبیعی بدن، او را محدود می سازد و آنگاه كه نیاز بدن تأمین شد و به مرز طبیعی رسید، آب و غذا را پس می زند.
پیامبران خدا برانگیخته شدند تا كاروان انسانی را در مسیر كمال همراهی كنند و محدوده هر یك از قوا را مشخص نمایند تا انسان در پرتو عقل و شرع، شهوت و غضب را مهار كند، نه آنكه به تعطیل بكشاند.
و نیز ناگفته نماند كه اسارت و بردگی انسان در برابر امیال نفسانی نه تنها سد راه تكامل و مقامات عالی انسانی است و موجب به ركود و خمول كشیده شدن توان نامحدود معنوی اوست و سعادت ابدی او را به مخاطره می افكند، بلكه در همین جهان مادی و زندگی دنیوی نیز موجب فساد و ویرانی و هرج و مرج اخلاقی خواهد بود و ادامه حیات اجتماعی را در فضایی از عواطف انسانی و تعهدات اخلاقی ناممكن می سازد؛ به همین دلیل است كه هیچ یك از جوامع،‌آزادی انسان را به طور مطلق نپذیرفته اند و همه مكاتب، نوعی محدودیت را الزامی می دانند.
د) مراحل عملی تهذیب
مربیان اخلاق و ارباب سلوك، برای تهذیب نفس و حركت از نقص به سوی كمال، مراحلی ذكر كرده اند. این مراحل بنابر آنچه در كتاب چهل حدیث حضرت امام آمده است، عبارتند از: یقظه، تفكر، عزم، مشارطه، مراقبه، محاسبه و تذكر.
1. یقظه. یقظه یعنی بیداری و تنبه و خروج از غفلت و خودفراموشی كه بدون آن، آدمی هیچ گاه به فكر تزكیه نخواهد افتاد، همان گونه كه بیمار اگر به بیماری خود توجه نكند به فكر درمان نخواهد بود؛ با این تفاوت كه بیماری جسم چون غالباً توأم با درد است، بدن حساسیت نشان داده، شخص در صدد معالجه بر می آید، اما بیماریهای نفس ناپیداست و اغلب توأم با لذت، و در عین حالی كه تأثیر آن عمیقتر و خطر آن دیرپای تر است، انسان به دلیل گرایش شدید به مادیات و عرصه مادی كه در آن زندگی می كند، كمتر به فكر چاره بر می آید و این خصلت طبیعی انسان است كه قرآن بدان اشاره می كند: «إِنَّ هؤُلاءِ یُحِبُّونَ الْعاجِلَهَ وَ یَذَرُونَ وَرائَهُمْ یَوْماً ثَقِیلاً».
[14]
حضرت علی ـ علیه السلام ـ غفلت را زیانبارترین دشمنان، نوعی بیماری، بدترین سستیها و عامل كوردلی و مرگ قلب خوانده است.
[15]
از این رو، مربیان الهی برانگیخته شدند تا پرده های غفلت را كنار زنند و انسان را به خدا و به خویش و به عوامل رشد و انحطاطش توجه دهند. رمز اینكه قرآن در نخستین آیات دعوت از «انذار» سخن می گوید، در همین نكته نهفته است: «یا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ قُمْ فَأنْذِرْ»
[16]، «وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَكَ الْأَقْرَبِینَ»[17] البته نباید مسئولیت خود انسان را نیز در این بیداری و تنبه نادیده گرفت. حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: سستی دل را با پایداری، و خواب غفلت را در دیده ات با بیداری درمان كن.[18] امام صادق ـ علیه السلام ـ خاطر نشان می سازد كه هر كس كه قلب خویش را از غفلت مراقبت كند و نفس را از شهوت باز دارد و عقل را از جهل برهاند، نامش در دیوان آگاهان ثبت گردد.[19] حضرت امام در این باره می گوید:
تمام صفات نفسانیه قابل اصلاح است، لیكن در اول امر، كمی زحمت دارد، آن هم بعد از ورود در اصلاح، سهل و آسان می شود.


[1] . یوسف، 53.
[2] . تصنیف غرر؛ ص 234.
[3] . جاثیه، 23.
[4] . مصباح الشریعه؛ ص 169.
[5] . چهل حدیث؛ ص 220.
[6] . ابی عبدالله ـ علیه السلام ـ : «ان النبی بعث سریه فلما رجعوا قال مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الاكبر قیل یا رسول الله و ماالجهاد الاكبر؟ قال جهاد النفس» (فروع كافی؛ ج 5، ص 12).
[7] . تصنیف غرر؛ ص 243.
[8] . همانجا.
[9] . همان؛ ص 241.
[10] . همان؛ ص 243.
[11] . نهج البلاغه؛ نامه 53.
[12] . همان؛ نامه 45.
[13] . در فرهنگ امروز عرب، از ورزش به ریاضت بدنی تعبیر می شود. بدین ترتیب، بی تناسب نیست گفته شود همان گونه كه ورزش جسمانی بر قوای بدن می افزاید، ورزش روحی (ریاضت) نیز قدرت نفسانی بشر را بالا می برد و هر اندازه با تمایلات تن مبارزه شود، روحی قوی تر شده، اعمال خارق العاده انجام می دهد. راز اعمال غیرعادی مرتاضان را در همین قدرت روحی باید جست، هر چند در مشروع بودن برخی ریاضتها جای گفتگوست و ریاضت شرعی با ریاضیتهای غیرشرعی تفاوت بارز دارد.
[14] . انسان، 27.
[15] . تصنیف غرر؛ ص 265ـ266.
[16] . مدثر، 1.
[17] . شعراء، 214.
[18] . نهج البلاغه؛ خطبه 223.
[19] . تصنیف غرر؛ ص 265.

 

22:57

(0)


قرآن نور است(دانشكده زابل )

أعوذُ باللَهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيم‌

بِسْـمِ اللَهِ الـرَّحْمَنِ الـرَّحيم‌

وَ صَلَّي‌ اللَهُ عَلَي‌ سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ ءَالِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ

وَ لَعْنَةُ اللَهِ عَلَي‌ أعْدآئِهِمْ أجْمَعينَ مِنَ الانَ إلَي‌ قِيامِ يَوْمِ الدّينِ

وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ الا بِاللَهِ الْعَليِّ الْعَظيم‌

قال‌ الله‌ الحكيمُ في‌ كتابه‌ الكريم‌:

قَدْ جَاءَكُم‌ مِنَ اللَهِ نُورٌ وَ كِتَـٰبٌ مُّبِينٌ * يَهْدِی‌ بِهِ اللَهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ‌ السَّلامُ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَـٰتِ إِلَی‌ النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْدِيهِمْ إِلَی‌ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ.

(حقّاً و تحقيقاً از جانب‌ خداوند، نوري‌ و كتاب‌ آشكاري‌ به‌ سوي‌ شما آمد ـ خداوند به‌ وسيلۀ آن‌ نور و كتاب‌ آشكار، كساني‌ را كه‌ از رضا و خشنودي‌ او پيروي‌ كنند؛ به‌ راههاي‌ سلامت‌ هدايت‌ مي‌نمايد؛ و با إذن خود و علم خود آنها را از تاريكيها به‌ سوي‌ نور مي‌كشاند؛ و به‌ سوي‌ راه‌ راست‌ هدايت‌ مي‌كند.)

نيمۀ أوّل‌ آيۀ اوّل‌ اينست‌:

يَـٰأَهْلَ الْكِتَـٰبِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُم‌ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَـٰبِ وَ يَعْفُو عَن‌ كَثِيرٍ.

(اي‌ اهل‌ كتاب‌ حقّاً و تحقيقاً فرستاده‌ و پيامبر ما به‌ سوي‌ شما آمد؛ در حاليكه‌ بيان‌ مي‌كند و پرده‌ بر مي‌دارد برای شما از بسياري‌ از آن‌ چيزهائي‌ را كه‌ شما از

 

كتابتان‌ (تورات‌ و انجيل‌) پنهان‌ مي‌كرديد؛ و از بسياري‌ از آن‌ چيزها نيز صرف‌ نظر مي‌نمايد؛ و آن‌ اُمور مختفيه‌ و پنهان‌ شده‌ را بيان‌ نمي‌كند.)

تفسير آيۀ قد جاءَكُم‌ مِنَ اللَهِ نُورٌ وَ كِتـَبُّ مُّبِين‌

حضرت‌ آية‌ الله‌ علامۀ طباطبائي‌ مدّ ظلّه‌ العالي‌ در تفسير اين‌ دو آيه‌ فرموده‌اند:

از اينكه‌ فرموده‌ است‌: از سوي‌ خدا به‌ سوي‌ شما آمد نور و كتاب‌ مبين‌؛ بدست‌ مي‌آيد كه‌ آنچه‌ آمده‌ شده‌ است‌ قيام‌ به‌ او دارد مانند قيام‌ بيان‌ و يا كلام‌ به‌ سخنگو و يا متكلّم‌. و اين‌ مؤيّد آنست كه‌: مراد از نور در اين‌ آيۀ شريفه‌ قرآن‌ است‌. و بنابراين‌ عبارت‌: وَ كِتَـٰبٌ مُّبينٌ عطف‌ تفسير است‌؛ و مراد از نور و كتاب‌ مبين‌؛ مجموعاً قرآن‌ است‌.

خداوند در بسياري‌ از موارد در قرآن‌ كريم‌؛ قرآن‌ را نور ناميده‌ است‌؛ همچون‌ آيۀ

وَاتَّبَعُوا النُّور الَّذِی‌ اُنْزِلَ مَعَهُ

(و پيروي‌ كنند از نوري‌ كه‌ با پيغمبر فرود آمده‌ است‌).

و همچون‌ آيۀ: فَأَمِنُوا بِاللَهِ وَ رَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِی‌ أَنزَلْنَا

(پس‌ ايمان‌ بياوريد به‌ خداوند و پيغمبر او و نوري‌ را كه‌ ما با او فرود فرستاديم‌).

و همچون‌ آيۀ: وَ أَنزَلْنَاه‌ إِلَيْكُمْ نُورًا مُبينًا

(و ما به‌ سوي‌ شما نور آشكاري‌ را فرو فرستاديم‌).

و احتمال‌ مي‌رود مراد از نور خود رسول‌ الله‌ باشد، بنا بر فقرۀ صدر كلام‌ در آيۀ: (قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنا) همچنانكه‌ در آيۀ 46، از سورۀ 33: أحزاب‌، از او به‌ چراغ‌ نور دهنده‌ تعبير نموده‌ است‌:

يَـٰأَيُّهَا النَّبیُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَ مُبَشَّرًا وَ نَذِيرًا * وَ دَاعِيًا إِلَی‌ اللَهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجًا مُنِيرًا.

(اي‌ پيغمبر حقّا ما تو را فرستاديم‌ كه‌ بر أعمال‌ و نفوس‌ مردم‌ شاهد باشي‌، و تو را بشارت‌ دهنده‌ و بيم‌ دهنده‌ نموديم‌! و با إذن‌ و اجازه‌ او دعوت‌ كننده‌ به‌ سوي‌ او نموده‌، و چراغ‌ نور دهنده‌ قرار داديم‌.)

يَهْدِي‌ بِهِ اللَهِ يعني‌ به‌ سبب‌ او خداوند هدايت‌ مي‌نمايد. و معلوم‌ است‌ كه‌ اين‌ سبب‌ از أسباب‌ ظاهريّه‌ است‌. و در حقيقت‌ هدايت‌ كننده‌ خداوند است‌ كه‌ قرآن‌ و يا رسول‌ خود را مسخّر در امر هدايت‌ نموده‌ است‌.

و معناي‌ سلام‌ و سلامت‌ تخلّص‌ و رهائي‌ است‌ از هر شِقاء و بدبختي‌ كه‌ در سعادت‌ اُمور دنيويّ و يا اُخروي‌ خلل‌ برساند.

 

 

11:16

(0)


21 دی 1389

چکیده پایان نامه آقای خدایار پویه با موضوع تعلیم و تربیت کودک و نوجوان در قرآن و احادیث – تاریخ دفاع 15/02/1389(دانشكده زابل )

چکیده رساله

 

تعلیم و تربیت یکی از مهمترین مسائل و موضوعات فراروی بشری است امری است که لازمه موفقیت در آن شناخت انسان و تمام ویژگیها و خواسته ها و تمنیات و ابعاد زندگی و مقصود زندگی انسان است.علی رغم کوشش های فراوانی که در جوامع جدید در زمینه تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان به عمل می آورند که افراد شایسته و مفید بسازند اما این تلاشها نتیجة مطلوب و مورد انتظار را به بار نمی آورد .و همین جرائم و انحرافات روزافزونی که در همه جوامع وجود دارد دلیل روشنی بر شکست روشهای تربیتی جدید و عجز آنان در پرورش افرادی شایسته برای خدمت به کشور و جامعه خود میباشد همچنین با همه پیشرفت خود در علوم گرفتار بحرانها و نابسامانی های فراوانی در زمینه تعلیم و تربیت  بویژه در آموزش و تربیت جنسی است نداشتن جهانبینی درست و فقدان نظام تربیتی  مبتنی بر مبانی نظری و وحیانی و داشتن دید صرفا" مادی به تربیت جنسی و غفلت از جنبه های روانی و معنوی و اخلاقی و اجتماعی آن باعث شده است که بشر در این بحران همچنان غوطه ور بماند یگانه مرجعی که به انسانها و تمام نیازها و تمنیات او آگاه است خداوند خالق حکیم است و تنها راه موفقیت در این زمینه رجوع به منبع وحی الهی است که شامل قرآن و احادیث است.

 

واژگان کلیدی: تعلیم، تربیت، قرآن، معصومین(ع)، تربیت جنسی، کودکان و نوجوانان نمونه در قرآن.

7:38

(0)


20 دی 1389

نيكي و بدي (دانشكده زابل )

1. دو چیز است که جزای آن را در دنیا می دهند : ظلم ، و بدرفتاری با پدر و مادر.

2. سخن حق را از هر کس شنیدی بپذیر، اگر چه دشمن و بیگانه باشد و ناحق را از

هر که شنیدی نپذیر، اگر چه دوست و نزدیک باشد.

3. خوشا به حال آن کس که باطنش نیکو و ظاهرش خوب است و شرش به دیگران

نمی رسد.

4. هرکس که به درستی و حقیقت مسلمان شده باشد ، هرگز آنچه را که به خود

نمی پسندد در حق دیگران روا نمی دارد .

5. جامه ای که بر پیکر دیگری بپوشانی، برایت پاینده تر از جامه ای است که خود آن

 را به تن کنی .

6. بهترین شما  کسی است که بر اهل و عیالش مهربان تر باشد.

7. دو خصلت است که بهتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا  و مفید بودن برای

مردم .

8. خوشا به حال آن کس که زیادی مال خود را ببخشد و از سخن گفتن زیاد خودداری

کند .

9. در این جهان فقط یک چیز دچار تحول نمی شود و آن خداوند است .

10. هر که تیغ ستم برکشد ، با همان تیغ کشته خواهد شد .

11. در مصاحبت کسی که تو را همسنگ خود نداند خیری نیست .

12. دو چیز را پیوسته در یاد دار: خدا  و مرگ . دو چیز را فراموش کن: نیکی خود و

بدی دیگران .

13. بهترین جهاد آن است که با نفس و هوی و هوس خود مبارزه کنید.

14. کسی که خودخواهی و اسراف پیشه کند، از برتری و بزرگواری می افتد.

15. هر که بر مرکب باطل سوار شود ، آن مرکب او را در سرزمین پشیمانی پیاده

خواهد کرد .

16. دو چیز عجیب است: «سخن حکمت آمیزی که سفیه گوید»، آن را بپذیرید ؛ و

«سخن زشتی که خردمند گوید»، از آن در گذرید.

17. روزگار دوگونه است: روزی به سودت و روزی به زیانت، روزی که به مراد تو است

سرکشی مکن و روزی که به زیانت بود، شکیب ورز.

18. زیاده روی در ملامت و سرزنش، آتش لجاجت را شعله ور می سازد.

19. دینِ مرد  خرد اوست؛ کسی که عقل ندارد، دین ندارد.

7:39

(0)


12 دی 1389

چکیده پایان نامه ی آقای مرتضی ایزدی خالق آبادی با موضوع بررسی تطبیقی خطبه ی شقشقیه در منابع روایی فریقین – تاریخ دفاع 22/12/88(دانشكده زابل )

چکیده رساله

خطبۀ شقشقیه یکی از مهمترین سخنان امام علی (ع) است . که در بسیاری از منابع روایی شیعه و سنی ذکر شده است . و دانشمندانی از اهل سنت و شیعه این خطبه را در کتابهای خود نقل کرده  و شرح داده اند ، و برای آن اسنادی را هم آورده اند که نشان دهندۀ صدور آن از امیر المؤمنین علی (ع) است . ولی با وجود این همه اسناد و مدارک از این خطبه در منابع فریقین (شیعه وسنی ) متأسفانه مورد بی مهری وانکار بعضی قرار گرفته است ، و علّت اصلی این انکار در واقع انتقاد شدیدی است که در این خطبه از خلفای سه گانه و احزاب زمان شده است . حضرت علی (ع) در این خطبه در واقع قضایای پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) را به طور صریح  و بی پرده شرح داده است و بیان داشته که حقّ مسلم و قطعی او در رهبری جامعۀ اسلامی پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) به ظلم و ستم از او گرفته شده است و افرادی به ناحقّ  خود  را خلیفه پیامبر(ص) خوانده اند و درحالی که به هیچ وجه صلاحیت و  شایستگی این مقام را نداشته اند . و بعد سخن درباره ی احزاب منحرف زمان خود برده و در نهایت قضیه بیعت عمومی مردم را با خود بیان کرده است.

با توجه به کلیات فوق در این پروژه به بررسی اسناد و مدارک این خطبۀ مهم در منابع روایی شیعه و سنی می پردازیم .

 

واژگان کلیدی : نهج البلاغه ، خطبۀ  شقشقیه ، منابع روایی شیعه ، منابع روایی سنی ، اسناد .

 

8:45

(0)


[ 1 ] [ 2 ]