ورود به پنل کاربری
اخبار > از سوی عضو هیأت علمی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم تشریح شد: بیان خصوصیات امیر المؤمنین علیه السلام از زبان خود
 


  چاپ        ارسال به دوست

از سوی عضو هیأت علمی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم تشریح شد: بیان خصوصیات امیر المؤمنین علیه السلام از زبان خود

به گزارش ایحا، دکتر صمد اسمی مدیر آموزشی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم در گفت و گو با خبرنگار ایحا به بیان ویژگی های حضرت امام علی علیه السلام از بیانات آن حضرت در خطبه های نهج البلاغه پرداخت. دکتر اسمی در ابتدا ضمن عرض تسلیت بمناسبت ایام شهادت حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام، اظهار کرد: امیر المؤمنین علیه السلام، افضل الوصیین و سید الاوصیاء شخصیتی چند بُعدی و چند جانبه ای است در هر بُعدی از ابعاد انسانی تصور شود، امیر المؤمنین علیه السلام در اوج قلّه انسانیت قرار دارد و او مظهر و آینه ی تمام نمای صفات جمالیه و جلالیه حضرت حق است، بنابراین نمی توان او را شناخت و معرفی کرد، مگر این که از جانب شخص معصوم معرفی و شناخته شود. کتاب شریف نهج البلاغه بعد از قرآن کریم نفیس ترین و گرانبهاترین کتابی است که اصیل و دست نخورده به جای مانده است و ما قصد داریم برخی ابعاد شخصیتی آن حضرت را از زبان خود آن حضرت که در نهج البلاغه آمده است، بیان کنیم.

وی با اشاره به مکان ولادت حضرت، بیان کرد: امیرالمؤمنین سلام الله علیه در با فضلیت ترین و مقدس ترین مکان به دنیا آمده است و او تنها مولود کعبه است و محدثان شیعه و برخی از دانشمندان اهل سنت به این حقیقت تصریح کرده و آن را از فضایل بی نظیر آن حضرت یاد کرده اند. حضرت مسیح علیه السلام با این که روح القدس است. اما برای مادرش ندا آمد که در موقع وضع حمل از بیت المقدس خارج شود و طبق بیان قرآن کریم در مکان دوری وضع حمل نمود: « فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَكاناً قَصِيًّا»(مریم/22) اما آن امام هما در مقدس ترین مکان به دنیا آمده است، بنابراین کسی در این فضیلت با او برابری نمی کند. اسمی افزود: مهمتر از مکان ولادت، آن حضرت بر فطرت توحیدی تربیت یافته و به دنیا آمده است. در یکی از خطبه های نهج البلاغه فرمودند: بعد از من مردی با گلوی گشاده و شکمباره بر شما مسلط خواهد شد و شما را به بدگویی از من وادار می کند. اما در دل از من بیزاری مجویید چون من بر فطرت توحیدی متولد شدم و در ایمان و هجرت بر همه پیشی گرفته ام:« فَإِنِّي وُلِدْتُ عَلَى الْفِطْرَةِ وَ سَبَقْتُ إِلَى الْإِيمَانِ وَ الْهِجْرَةِ(خطبه/57).

وی حضرت را تربیت یافته رسول گرامی اسلام معرفی کرد و افزود: دومین فضیلت و برتری آن حضرت این است که از میان صحابه تنها شخصیتی است که از دوران نوزادی در دامن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلّم تربیت یافته وبزرگ شده است: در خطبه ای چنین فرمودند:« شما موقعيّت مرا نسبت به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در خويشاوندى نزديك، در مقام و منزلت ويژه مى‏دانيد، پيامبر مرا در اتاق خويش مى‏نشاند، در حالى كه كودك بودم مرا در آغوش خود مى‏گرفت، و در بستر مخصوص خود مى‏خوابانيد، بدنش را به بدن من مى‏چسباند، و بوى پاكيزه خود را به من مى‏بوياند، و گاهى غذايى را لقمه لقمه در دهانم مى‏گذارد»(خطبه/192).

وی در بخش دیگری از سخنان خود به بیان جایگاه والای علمی حضرت پرداخت و گفت: براساس تفسیر برخی آیات و روایات زیادی که نقل شده است، معلومات و گستره علم امام سلام الله علیه در شمولیت و گستردگی شامل همه علوم ظاهر و باطن و از حیث زمانی شامل گذشته، حال و آینده می باشد. طبق آیات قرآن کریم آن کسی که «ام الکتاب» نزد اوست خداوند است« عِنْدَهُ‏ أُمُّ الْكِتاب‏»(رعد/39) براساس روایات فراوان که در تفسیر آیه «وَ مَنْ عِنْدَهُ‏ عِلْمُ لْكِتاب‏»(رعد/43)» بیان شده، کسی که علم الکتاب نزد اوست امیر المؤمنین سلام الله علیه است. درباره گستره علم ائمه اطهار و به ویژه امیر المؤمنین علیه السلام نقل شده است که آنها علم گذشته و آینده را تا برپایی قیامت می دانند:«إن عندنا علم‏ ما كان‏، و علم ما هو كائن إلى أن تقوم الساعة» (کافی: ج1، ص595).

صمد اسمی خاطرنشان کرد: امیر بیان، امیر المؤمنین علیه افضل الصلوات المصلین در خطبه ای فرمودند: اى مردم پيش از آن كه مرا نيابيد، آنچه مى‏خواهيد از من بپرسيد، كه من راههاى آسمان را بهتر از راههاى زمين مى‏شناسم، بپرسيد قبل از آن كه فتنه‏ها چونان شترى بى صاحب حركت كند، و مهار خود را پايمال نمايد، و مردم را بكوبد و بيازارد، و عقل‏ها را سرگردان كند.«اَيُّهَا النَّاسُ سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّي بِطُرُقِ الْأَرْضِ قَبْلَ أَنْ تَشْغَرَ بِرِجْلِهَا فِتْنَةٌ تَطَأُ فِي خِطَامِهَا وَ تَذْهَبُ بِأَحْلَامِ قَوْمِهَا»(خطبه/189). آن حضرت عبارت «سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي»در زمان ها و مکان های مختلف بیان کردند در تاریخ نقل شده است که در این باره سوالات فراوانی از ایشان پرسیده اند و به آنان پاسخ داده است که به نقل یکی از آنها اکتفا می کنیم: «در مجلسی سوال کردند: یا علی ، به من بگو الان جبرئیل امین در کجاست ؟امیر المؤمنین یک نگاه به آسمان کرد و یک نگاه به سمت راست و نگاه به سمت چپ و نگاه به پشت سر. فرمود: تمام آفرینش را نگریستم ، جبرئیل را ندیدم . جبرئیل باید خودت باشی. ناگهان جمعیت دیدند این سوال کننده از وسط جمعیت خارج شد . فهمیدند او خود جبرئیل امین بود.»

وی افزود: امام علیه السلام در خطبه معروف به شقشقیه درباره علم خود فرمودند: سیل علوم از کوهسار وجودم جاری است و مرغان بلند پرواز اندیشه ها نمی توانند در بلندای ارزش من پرواز کنند؛ «ينْحَدِرُ عَنِّي السَّيْلُ وَ لَا يَرْقَى إِلَيَّ الطَّيْرُ»(خطبه/3).

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم با اشاره به خطبه هایی از نهج البلاغه در خصوص آینده نگری امیر المؤمنین علیه السلام، گفت: در نهج البلاغه آمده است که امام خبر از حوادث و رخدادهای آینده می دهد که نشان از گستره علم آن حضرت نسبت به آینده است. در یکی از خطبه ها خبر از ظهور حضرت مهدی (عج ا...) داده است:« بدانيد آن كس از ما (حضرت مهدى «عج») كه فتنه‏هاى آينده را دريابد، با چراغى روشنگر در آن گام مى‏نهد، و بر همان سيره و روش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امامان عليهم السّلام رفتار مى‏كند تا گره‏ها را بگشايد، بردگان و ملّت‏هاى اسير را آزاد سازد، جمعيّت‏هاى گمراه و ستمگر را پراكنده و حق جويان پراكنده را جمع آورى مى‏كند.»(خطبه/150).

وی مهمترین ویژگی علمی حضرت را تبدیل علم به عمل عنوان کرد و افزود: مهم تر از علم و گستره علم آن حضرت این است که او علم را به عمل در هم تنیده و یکسان نموده بود هر آنچه که بدان علم داشت جامعه ی عمل پوشانده بود که فرمودند:« علم و عمل پيوندى نزديك دارند و كسى كه دانست بايد به آن عمل كند، چرا كه علم، عمل را فراخواند، اگر پاسخش داد مى‏ماند و گر نه كوچ مى‏كند. »(حکمت/366). در حکمت دیگری فرمودند:« پست ترين مرحله علم آن است كه تنها بر زبان باشد و برترين آن، آن است كه در اعضا و اركان وجود انسان آشكار گردد». (حکمت/92) وی در ادامه معرفت و خداشناسی را از دیگر ویژگی های بارز حضرت معرفی کرد و در این خصوص اظهار کرد: کلماتی که از امیر المؤمنین در شناخت و معرفت نسبت به الله به یادگار مانده است. اگر وجود نداشت حقیقتا خدا را آنگونه که بایسته و شایسته بود بَشر شناخت پیدا نمی کرد و برخی آیات قرآن کریم بدون تفسیر می ماند و یا تفسیر ناصحیحی از آن ارائه می شد. حقیقتا شاعر به زیبایی سروده است: به علی شناختم من به خدا قسم خدا را.(مرحوم شهریار). امام علیه السلام در یکی از خطبه ها فرموند:« وَ مَنْ أَشَارَ إِلَيْهِ فَقَدْ حَدَّهُ وَ مَنْ حَدَّهُ فَقَدْ عَدَّهُ وَ مَنْ قَالَ فِيمَ فَقَدْ ضَمَّنَهُ وَ مَنْ قَالَ عَلَامَ فَقَدْ أَخْلَى مِنْهُ؛ و كسى كه خدا را نشناسد به سوى او اشاره مى‏كند و هر كس به سوى خدا اشاره كند، او را محدود كرده، به شمارش آورده و آن كس كه بگويد «خدا در چيست» او را در چيز ديگرى پنداشته است، و كسى كه بپرسد «خدا بر روى چه چيزى قرار دارد» به تحقيق جايى را خالى از او در نظر گرفته است. از کلمات بی نظیر و بی مانند امام درباره شناخت خدا این است که فرمودند:« او با همه چيز هست، نه اينكه همنشين آنان باشد، و با همه چيز فرق دارد نه اينكه از آنان جدا و بيگانه باشد؛ مَعَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ لَا بِمُقَارَنَةٍ وَ غَيْرُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ لَا بِمُزَايَلَةٍ» (خطبه/1). درباره این که خداوند احد و یگانه است، فرمودند:« الْأَحَدِ لَا بِتَأْوِيلِ عَدَد؛ خداوند یکی است نه یک عددی» (خطبه/152)چون عدد «یک» قلّت و کمی است و هر چيزى كه به وحدت و یکی نام برده شود كم است جز او كه با اينكه واحد است به كمى و قلّت موصوف نمى‏شود.«كُلُّ مُسَمًّى بِالْوَحْدَةِ غَيْرُهُ قَليلٌ»(خطبه/64) یعنی یکتای بی همتا و بی مانند. «لايُشْمَلُ بِحَدٍّ وَلايُحْسَبُ بِعَدٍّ» «خطبه 228.» هيچ حد و اندازه‏اى او را دربر نمى‏گيرد و با شمارش به حساب نمى‏آيد. که حقیقتا این تعبیرهای امام در تفسیر آیه «قل هو الله احد» بی نظیر است.

اسمی با بیان اینکه یکی از خصوصیات بارز آن حضرت آگاهی به همه علوم و معارف قرآن کریم است، خاطرنشان کرد: قرآن کریم کتابی است که نیاز به تبین و تفسیر دارد و خداوند آن را برای وجود نازنین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلّم تبیین نموده است « ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ‏» (قیامت/19) و رسول گرامی اسلام نیز که وظیفه تبیین وتفسیر قرآن کریم را داشته اند این وظیفه را به درستی انجام داده اند« وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ‏ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِم‏ » و همه معانی و معارف قرآن کریم را برای امیر المؤمنین سلام الله علیه تبیین و تفسیر نموده است. در روایتی، آن حضرت فرمودند:« هیچ آیه ای بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلّم نازل نشد در شب یا در روز ... مگر این که آن را بر من قرائت نمود و آن را بر من املا نمود و با دست خود آن را نوشتم و تأویل و تفسیر و محکم و متشابه و خاص و عام آنها را به من تعلیم نمود، چگونه نازل شد، در کجا نازل شد و درباره چه کسی نازل شد تا روز قیامت، همه را من می دانم و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلّم در حق من دعا کرد که فهم و حفظ آن را به من عطا نماید (وبعد از دعای آن حضرت) هیچ آیه از قرآن را فراوش نکردم» (کتاب بن قیس هلالی، ج2،ص625).

وی تصریح کرد: نکته ای که از این روایت قابل استفاده است این است که آن حضرت سلام الله علیه به همه آیات قرآن که معرفت داشت بدان نیز عمل نموده است و کسی که به کل آیات قرآن عمل کند. در حقیقت او انسان کامل است. در روایتی درجات بهشت نیز به تعداد آیات بیان شده است«عَدَدُ دَرَجِ الْجَنَّةِ عَدَدُ آي الْقُرْآن»(مستدرك‏الوسائل، ج4، ص231.) و کسانی که به آیات قرآن عمل نموده اند می خوانند و بالا می روند.« فيقول للمؤمن اقرأ و ارقه قال فيقرأ و يرقى حتى يبلغ كل رجل منهم منزلته التي هي له فينزلها.» (کافی، ج2، ص601). ارزش و شخصیت هر شخصی به تعداد آیاتی است که بدان عمل نموده است. بنابراین جز معصومین علیهم السلام کسی نمی تواند ادعا کند که به کل قرآن عمل نموده است چون علم و معرفت مقدمه عمل است و علم به همه معنایی و معارف قرآن کریم اختصاص به معصومین علیهم السلام دارد.

این استاد دانشگاه در ادامه درخصوص مقام امامت و ولایت آن حضرت، گفت: در این زمینه کتاب و آثاری زیادی نوشته شده است، در برخی منابع مقام امامت را خلاصه در حکومت و سیاست نموده اند در حالی که مقام امامت یک مقام معنوی و عالی رتبه ای است که نصیب هر کسی نمی شود حتی برخی انبیای الهی به همچون مقامی بار نیافته اند. طبق بیان قرآن کریم حضرت ابراهیم علیه السلام بعد از این که امتحان های الهی را به خوبی به پایان رساند به این مقام دست یافت و این مقام در آخر عمری که دارای فرزند بود بدو عطا شد.« وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمين‏» از تعبیر « مِنْ ذُرِّيَّتي‏ » می توان فهمید در آخر عمر بعد از مقام نبوت به مقام الهی و عالی رتبه امامت رسیده است. چون حضرت ابراهیم علیه السلام دارای مقام نبوت بود و اما هنوز فرزند نداشت خداوند در دوران پیری به او فرزند عطا کرده است:« الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي وَهَبَ لي‏ عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعيلَ وَ إِسْحاقَ‏ إِنَّ رَبِّي لَسَميعُ الدُّعاءِ»(ابراهیم/39).

وی افزود: خلاصه کلام این که مقام نبوت به عنوان راهنما و ابلاغ کننده رسالت الهی و اتمام حجت بر مردم است. اما مقام امامت دست را گرفتن و به مقصد رساندن است. کافی است که انسان دست اطاعت به دست ولایت بسپارد و در دژ محکم ولایت قرار گیرد در این صورت به قطع و یقین به مقصد و لقاء الله در نهایت امنیت و سلامت خواهد رسید. براساس روایت پذیرش ولایت امیر المؤمنین همانند پذیرش ولایت الله به عنوان دژ محکم خداوند و رهایی از عذاب الهی معرفی شده است: « لا إله إلا الله حصني فمن دخله أمن‏ من‏ عذابي‏»(توحید صدوق، 24) ،«ولاية علي بن أبي طالب حصني فمن دخل حصني أمن‏ من‏ عذابي» (عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص136).

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به دلایل حقانیت امیر المؤمنین در خلافت و جانشینی و غصب آن در زمان ایشان، اظهار کرد: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلّم سید الانبیاء و جانشین او امیر المؤمنین سلام الله علیه سید الاوصیاء است. کسانی که درباره حقانیت خلافت و جانشینی ایشان می خواهند بحث کنند به کلام آن حضرت در نهج البلاغه مراجعه نمایند. بر خلاف تصور برخی که ادعا می کنند سکوت او در زمان خلفا نشانگر این است که خلافت را حق خود نمی دانست. اما مراجعه به کلام آن حضرت و به ویژه در نهج البلاغه این حقیقت را روشن می کند که خلافت و جانشینی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلّم را حق مسلم خود می دانست و در برخی خطبه ها به حقانیت خود در امر خلافت و جانشینی تصریح نموده است.

دکتر صمد اسمی تصریح کرد: اول این که خلافت و جانشینی را از حضرت آدم علیه السلام تا خاتم النبیین صلی الله علیه و آله وسلّم یک ضروت بیان کرده و فرمودند:« وَ خَلَّفَ فِيكُمْ مَا خَلَّفَتِ الْأَنْبِيَاءُ فِي أُمَمِهَا إِذْ لَمْ يَتْرُكُوهُمْ هَمَلًا بِغَيْرِ طَرِيقٍ وَاضِحٍ وَ لَا عَلَمٍ قَائِمٍ؛ رسول گرامى اسلام، در ميان شما مردم جانشينانى برگزيد كه تمام پيامبران گذشته براى امّت‏هاى خود برگزيدند، زيرا آنها هرگز انسان‏ها را سرگردان رها نكردند و بدون معرّفى راهى روشن ونشانه‏ هاى استوار، از ميان مردم نرفتند.». دوم این که از زبان آن حضرت به طرق مختلف و در مکان و زمانهای مختلف در امر خلافت و جانشینی به حقانیت خود تصریح نموده اند. خطبه 3 نهج البلاغه که معروف به خطبه شقشقیه است دلالت روشن بر حقانیت امیر المؤمنین علیه السلام در امرخلافت است. آن حضرت خلافت و جانشینی رسول الله را میراث به حق خود می دانست«أَرَى تُرَاثِي نَهْبا؛ دیدم که میراث(خلافتم) را به غارت می برند»(خطبه/3) در جایی دیگر فرمودند: آگاه باشید، به خدا سوگند خلیفه اول جامه ی خلافت بر تن کرد در حالی که می دانست جایگاه من به خلافت و حکومت اسلامی، چون محور آسیاب است به آسیاب که دور آن حرکت می کند. (خطبه/3) و در خطبه دیگر به صراحت بیان کرده اند: «لَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنِّي أَحَقُّ النَّاسِ بِهَا مِنْ غَيْرِي وَ وَ اللَّهِ لَأُسْلِمَنَّ مَا سَلِمَتْ أُمُورُ الْمُسْلِمِينَ وَ لَمْ يَكُنْ فِيهَا جَوْرٌ إِلَّا عَلَيَّ خَاصَّةً؛ همانا مى‏دانيد كه سزاوارتر از ديگران به خلافت من هستم. سوگند به خدا به آنچه انجام داده‏ايد گردن مى‏نهم، تا هنگامى كه اوضاع مسلمين رو براه باشد، و از هم نپاشد، و جز من به ديگرى ستم نشود. »(خطبه/74) این نمونه از فراز های خطبه آن حضرت است که برحقانیت خلافت و جانشینی خود تصریح نموده است. امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام یک انسان کامل است در همه عرصه های مختلف: عبادت، زهد و پارسایی، فرمانروایی و حکومت داری، اجرایی احکام الهی و در عرصه جهاد و شهادت طلبی، سیاست و فرهنگ و اقتصاد و در بسیاری از عرصه های دیگر از همه پیشی گرفته بود و کسی را یارای رسیدن به اوج قله انسانیت آن حضرت نیست.

وی در خصوص ویژگی های حضرت امیر در عرصه سیاست و مواجهه با دشمن، گفت: به عنوان ختم کلام به ویژگی آن حضرت در عرصه سیاست و روش برخود آن حضرت با دشمنان اشاره می کنم که هیچ موقع در تاریخ ثبت نشده است که آن حضرت در مواجهه و مناظره با دشمن حالت منفعلانه از خود نشان داده باشد. خود قرآن کریم نیز کسانی که به مسلمانان رحم نمی کنند و یا درصدد توطئه و برنامه ریزی بر علیه آنان هستند، از داشتن هرگونه مناظره و یا رابطه با دشمنان نهی نموده است و در صورت داشتن رابطه، آنان را ستمگر معرفی کرده است:« إِنَّما يَنْهاكُمُ‏ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ قاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ أَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى‏ إِخْراجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُون‏؛ تنها شما را از دوستى و رابطه با كسانى نهى مى‏كند كه در امر دين با شما پيكار كردند و شما را از خانه هايتان بيرون راندند يا به بيرون‏راندن شما كمك كردند و هر كس با آنان رابطه دوستى داشته باشد، ظالم و ستمگر است‏»(حشر/9). امیر المؤمنین سلام الله علیه نیز به عنوان یک انسان مصلح به نصیحت و آگاهی دشمنان می پرداخت و موضع حق را بیان می کرد و هیچ موقع از موضع حق و عدالت کوتاه نیامده است: به عنوان نمونه در مواجهه با معاویه فرمودند: « فَاتَّقِ اللَّهَ يَا مُعَاوِيَةُ فِي نَفْسِكَ وَ جَاذِبِ الشَّيْطَانَ قِيَادَكَ فَإِنَّ الدُّنْيَا مُنْقَطِعَةٌ عَنْكَ وَ الْآخِرَةَ قَرِيبَةٌ مِنْكَ؛اى معاويه در كارهاى خود از خدا بترس، و اختيارت را از كف شيطان در آور، كه دنيا از تو بريده و آخرت به تو نزديك شده است. » (نامه/32) و درنامه ای دیگر فرمودند:« فَاحْذَرْ يَوْماً يَغْتَبِطُ فِيهِ مَنْ أَحْمَدَ عَاقِبَةَ عَمَلِهِ وَ يَنْدَمُ مَنْ أَمْكَنَ الشَّيْطَانَ مِنْ قِيَادِهِ فَلَمْ يُجَاذِبْهُ ؛ معاويه، از روزى بترس كه صاحبان كارهاى پسنديده خوشحالند، و تأسف مى‏خوردند كه چرا عملشان اندك است، آن روز كسانى كه مهار خويش در دست شيطان دادند سخت پشيمانند.


١٠:٤٤ - شنبه ١٨ ارديبهشت ١٤٠٠    /    عدد : ٥٠٠٥    /    تعداد نمایش : ٨٩


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج